همه عالم تن است و ایران دل

از نظر ما در ایران هیچ چیز «سرجای خود» نیست. این حسی شبیه به سر بردن در تاریکی و ظلمت است؛ وقتی محیط را نمی‌شناسیم و با چیزهایی در پیرامونمان مواجه می‌شویم و احساس می‌کنیم همه چیز به اشتباه در جایی قرار گرفته که سد راه ما شود.

پسندی که شهری بسـوزد به نار

ممکن است کسانیکه احساس رقابت یا خصومت سیاسی با ترکیه دارند از این وضعیت ناراضی نباشند ولی باید حواسمان باشد که پل ارتباطی بودن فلات ایران یعنی سرشته شدن سرنوشت آن در سرنوشت همۀ سرزمینهای پیرامونش.

صلح رومی یا صلح ایرانی

می‌گویند تاریخ تکرار می‌شود. این ادعا از جهتی بنا بر اینکه موقعیت زمانه همواره یکتاست، مصداق ندارد اما از آن جهت که کیفیت مفاهیم و محیط‌ها محدودند، کاملاً صادق است. چنانکه امروزه عربستان سعودی طوری رفتار می‌کند که نسبت به صلح رومی مظهریت یافته است و آن وضع تاریخی را تکرار می‌کند.

آبروی ایرانیان؛ آنهایی که می‌ریزند و آنهایی که جمع می‌کنند!

غلبۀ مدنیت بر بحران مدنیت نوید شکل‌گیری دوبارۀ جامعه‌ای منسجم را می‌دهد که در آن تفوق با تعداد افرادی است که به عنوان یک عضو احساس نمایندگی از سوی یک جامعه را دارند. در این حالت سرنوشت مشترک و امر عمومی معنی و اهمیت پیدا می‌کند و حتی منافع و تصمیمات فردی را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

چرا ایران را دوست دارم؟

پس از انقلاب، دست‌کم برای مدت کوتاهی، زور تجدد برای دستکاری در سیاق فرهنگی کم شد، به این معنی که سازوکارهای رسمی ادارۀ کشور بنیۀ تأثیرگذاری را از دست داده بودند. همین نیز سبب شد که صحنۀ ابتکار عمل و تصمیم‌گیری برای دفاع بر عهدۀ عموم ایرانیان گذاشته شود و همین بسیاری از معادلات را به نحو دیگری تغییر داد.

وقت را غنیمت دان آن قدر که بتوانی

با وجود طلوع و غروب هر روزۀ خورشید، دیدن این مناظر هیچگاه برایمان تکراری و ملال‌آور نمی‌شود. چراکه این پدیده‌ها در صورت ظاهر متوقف نیست و اشاره بر واقعیتی عظیم در هستی دارد. واقعیتی که آدمی در این دنیا همواره مستعد فراموش کردن آن است.

دیلْمون کجاست؟

فلات ایران مختصاتی یکسر متفاوت دارد؛ شرایط کوهستانی و پویای زاگرس، عرض جغرافیایی آن و وقوعش بر روی کمربند بیابانی کرۀ زمین، تنوع اقلیمی و … همگی در زمرۀ عواملی است که سبب شده منابع حیاتی متنوع در آن موجود باشد، لیکن بالفعل و دردسترس نباشد؛ یعنی تقریبا برخلاف بین‌النهرین در آن نه خبری از آبرفتهای فراوان حاصلخیز است و نه رودهای وافر و جاری.

تا ریشه در آب است امید ثمری هست

در تواریخ به دفعات از زلزله‌های مهیب شهرهای معتبری چون تبریز، شیراز، کاشان و … که بعضا این شهرها را با خاک یکسان کرده خبری هست. حتی در متون از آن با عناوینی چون بلا و مصیبت یاده شده ولیکن زلزله امری بعید و غیرمترقبه شمرده نمی‌شد؛ شاهدش آنکه به فاصلۀ کوتاهی بازماندگان روی پای خود به جبران مافات و بازسازی از دست رفته‌ها می‌پرداختند.

مدیریتی که به استقبال بیقراری‌ می‌رود

 از نظرگاه مدیریت منعطف هیچ چیز مطلق تهدید یا فرصت نیست و همه چیز ذووجه است. او قادرست مانعیت را از منبعیت تفکیک کند، تهدیدها را به فرصت تبدیل کند و از دل شکست‌ها پیروزی بسازد.

شیراز لطیف‌ترین شهرِ جهان

به قول فیه‌مافیه «هرچه لطیف‌تر است پنهان‌تر است اما قوت و نفوذش بیشتر است». قدما هر چیز را واجد باطن و مغزی می‌دانستند که عصارۀ شفاف و خوش‌عطر و طعم و رنگین و البته پرخاصیتش در آن مغز نهفته بود؛ به این اعتبار از احجار کریمه و جواهرات بگیریم که شریف‌ترین مغزهاست تا عصاره و روغنِ اقسام میوه‌ها و گلها و عرقیات در زمرۀ این لطائف بود.