چشم فروبستن به وقت دیدن و دیدن به وقت نادیدن

کار عکاسها بسیار سخت است زیرا باید به تربیت نفس بپردازند تا چشمشان نبیند آنچه نباید تا ببیند آنچه باید. اگر قرار است عکس عکاس مثل کلام سعدی دلنشین باشد باید به سطحی رسیده باشد که توانایی گزینش دیدنی را در مقابل همۀ نادیدنیها کسب کند.
آنچه کیارستمی پنهان میکرد

او با پنهان کردن خود آنچه دیگران پنهان میکردند را پیدا میکرد. او فهمیده بود که هر کسی و هر چیزی ظاهری دارد و باطنی و باطن خوب میداند که چطور خود را در پشت ظاهر قایم کند. لذا در طول تاریخ سینما و عکاسی بسیار بودهاند کسانیکه کاری جز ثبتِ ظاهر نکردهاند؛ ظاهرِ آدمها، ظاهر درخت، ظاهر کویر و … .
دربارهی عباس کیارستمی

کیارستمی تصنع را در هیچ صورتش نمیپسندید. اما «تصنع» به معنی «ساختن» است و کسی که کارش ساختن است چطور میتواند از تصنع بپرهیزد؛ یا بسازد بیآنکه بسازد. عموما از «ساختن» تعبیراتی در ذهن داریم: «سرهم کردن»، «به هم متصل کردن اجزا»، «پدید آوردن از هیچ» و … . در همۀ این تعبیرات تصنع هم وجود دارد؛ تصنع به معنی «غیرواقعی بودن».
خانۀ دوست کجاست؟

یکی از خصوصیات من در دورۀ مدیریتیام در فارابی این بود که فیلمنامهها را نمیخواندم و بیشتر نویسندهها و کارگردانان را ترغیب میکردم که سناریویشان را برایم تعریف کنند، این کار هم علتهای مختلفی داشت که شرحش مفصل است ولی استثنائا پذیرفتم که سناریوی کیارستمی را بخوانم. یکی دو روز بعد دفترچهای صدبرگ فرستاد؛ سناریویی با این عنوان: «خانۀ دوست کجاست؟».
گفتگو درباره سینمای دهه ۶۰ به بهانه انتشار کتاب «گفتگوهای سینمایی»

دلیل تاسیس فارابی این بود که سال62 وقتی آقای فخرالدین انوار در معاونت سینمایی مستقر شد، مفصل بحث کردیم که سینمای کشور را آسیبشناسی و ارزیابی کنیم تا بتوانیم با برنامهریزی کار کنیم. میخواستیم طرحی نو دراندازیم! حاصل آن بحثها این شد که باید نهادی داشته باشیم که وظیفه حمایت از سینمای حرفهای را به عهده بگیرد. این نهاد باید خارج از حوزه وزارت ارشاد باشد که بتواند سیالتر و چابکتر عمل کند. این چابکی در نظام بروکراتیک وزارت ارشاد که هنوز هم هست، ممکن نبود. به همین دلیل تصمیم گرفته شد نهادی ایجاد شود.
سیمخاردار جانشین مدیریت فرهنگی

هر کاری را که حدس میزدند میتواند به نابودی سینما کمک کند، به شکل کاملاً خلاقانهای انجام دادند. کاری کردهاند که تمام فیلمسازهای جدی و اسم و رسمدار، که صاحب فکر و سلیقهاند، در سینما حاشیهنشین بشوند، و دیگر فرصت عرض اندام نداشته باشند.
اندکی صبر…

شاید بتوان گفت سینما در عرصه تولید در قیاس با هر محصول دیگر صنعتی، باید برای هر فیلمی یک خط تولید مجزا ایجاد شود. اگر خط تولیدی صنعتی برپا شود چند هزار محصول را به وجود میآورد اما در عرصه سینما این خط تولید در راستای به وجود آوردن تنها یک فیلم سینمایی است. باید در سینما اَبر و باد و مه و خورشید و فلک دست به دست هم بدهند تا امکان تولید یک فیلم فراهم شود. همیشه در سینما تعداد متغیرها بیشتر از امور ثابت است که ناگزیر این موضوع سبب میشود سینما به سمتی برود که برای آن یک مدیریت بحران تعریف شود.