جهانی بودن ایران

ایران فارغ از تمام مجادلات، تنها به اعتبار فهرست یونسکو، سهم بزرگی در میراث جهانی دارد. تعدد این آثار تابع کهنسالی، تداوم فرهنگی، تنوع طبیعی، و از همه مهم‌تر جهانی بودن ایران است. ایران از گذشته‌های دور در موقعیتی قرار دارد که مرکز ملاقات حوزه‌های فرهنگی مختلف بوده است.

پیر دیرِ میراث‌فرهنگی

در تصویری که در خاطرم مانده، ایشان پیرمردی بسیار محترم و متواضع و بسیار مؤدب بودند. به عبارتی می‌شود گفت اگر کسی می‌خواهد بداند ادب چیست باید به ایشان بنگرد. آن روز گفتگویمان به اینجا رسید که من بابت رفتار نامنصفانه‌ای که با ایشان شده عذر خواستم و ایشان در کمال حجب و حیا دائم سعی داشت از عذرخواهی من ممانعت کند.

کودک و میراث فرهنگی

زبان یکی از مهمترین سطوح تماس با فرهنگ و دریافت آن است. البته بسیارند مظاهر فرهنگی که سرشتی زبانی دارند، لیکن مهمترین این مظاهر در انتقال فرهنگ خودِ زبان است. فرهنگ از مجاری آموزش زبان، خصوصا در بدو کودکی و از طریق مادر به فرزند منتقل می‌شود. آموختن زبان در کودکی رسمی و تحصیلی نیست؛ بلکه ناخودآگاه و در خلال جریان طبیعی زندگی است.

به بهانۀ ثبت بافتِ تاریخیِ یزد در فهرست میراث جهانی یونسکو

اگر معماری تاریخیِ اروپا با سنگ عجین بود، نه به آن سبب بود که سنگ در اروپا وافر و  سهل‌الوصول بوده و نه از آنرو که میزان معتنابهی از مواد ساختمانی دیگر، مثل خاک یا چوب، در اختیار نداشتند؛ بلکه بیشتر از آنرو بود که سنگ، تمنای اروپاییان برای سلطۀ فاعلانه و دائمی بر محیط را بهتر برمی‌آورد.

دوش «وقت» سحر از غصه نجاتم دادند

در «زمان تقویمی» همه چیز با معیار‌های محسوس و متریک سنجیده می‌شود؛ مثلاً فاصله امروز تا دیروز مثل فاصله دیروز تا پریروز است. درست به همان ترتیب که یک کیلومتر در جاده اصفهان تفاوتی با یک کیلومتر در جاده تبریز ندارد. به بیان دیگر واحدهای «زمان تقویمی» واجد هیچ معنا و مفهومی نیست و بر هیچ ارزشی دلالت ندارد.

خسارت‌های ناشی از پیمان‌شکنی با طبیعت

امروز پیمان بستن را محدود به معاهداتی که رسما ثبت می‌کنیم، مثل ازدواج و معاملات اقتصادی و سیاسی، می‌پنداریم. درحالیکه پیمان در گذشته معنایی بسیار عمیق‌تر و پردامنه‌تر از امروز داشت تا بدان‌پایه که ایزد مهر، نگهبان عهد و پیمان بود.