دور ضایع رفتارهای واکنشی

«داعش» یک اصطلاح است برای اطلاق به گروهی که نه می‌توان آنان را اهل سرزمینی مشخص دانست و نه حتی پیرو مذهبی خاص. لیکن وجه مشترک همۀ کسانیکه امروز تحت این اصطلاح می‌شناسیمشان چیست؟ رفتارشان نشان می‌دهد که می‌خواهند فاتحان قلمروی افکار عمومی جهان باشند و هر قدر طنین اعمالشان در افکار جهانی بیشتر باشد گویی دامنۀ فتوحاتشان گسترده‌تر شده است.
1394/08/27

احتمالا طراحان حملۀ اخیر تروریستی پاریس ناظر واکنش‌های جهانی‌اند و این سیل واکنش‌ها نه تنها به بیداری وجدانشان نیانجامیده بلکه آنان را از میزان بازده اقداماتشان خوشحال‌ نیز کرده و چه بسا به زعم خودشان نقطۀ درخشانی در کارنامه‌شان رقم زده است. پاریس شاید بهترین انتخابی بود که می‌توانستند بکنند؛ چراکه همۀ مردم جهان فارغ از اینکه پاریس را دیده باشند یا نه، تصوری رؤیایی و ارتباطی عاطفی با این شهر دارند. هدف گرفتن پاریس و کشتار افراد بیگناهی در آن، برای مردم جهان مانند هدف گرفتن تیم ملی فوتبال برزیل است و در واقع کمتر کسی است که به نوعی آن را نشناسد و از شنیدن این خبرها غافلگیر نشود. انتخاب پاریس در وهلۀ نخست نشان می‌دهد که عاملین ماجرا نیتشان فقط تهدید و کشتار نبوده بلکه در پی پژواک پردامنه‌ای از اضطراب و وحشت‌ بودند و البته حجم واکنش‌های جهانی هم نشان می‌دهد که دست روی نقطۀ صحیحی گذاشته‌اند.

«داعش» یک اصطلاح است برای اطلاق به گروهی که نه می‌توان آنان را اهل سرزمینی مشخص دانست و نه حتی پیرو مذهبی خاص. لیکن وجه مشترک همۀ کسانیکه امروز تحت این اصطلاح می‌شناسیمشان چیست؟ رفتارشان نشان می‌دهد که می‌خواهند فاتحان قلمروی افکار عمومی جهان باشند و هر قدر طنین اعمالشان در افکار جهانی بیشتر باشد گویی دامنۀ فتوحاتشان گسترده‌تر شده است. آنانکه می‌پرسند چرا فجایع پاریس انقدر بازتاب رسانه‌ای داشته ولی بیروت و غزه و کوبانی و … مغفول مانده، به مختصات پاریس از این جهت توجه ندارند؛ البته اینکه واکنش رئیس جمهور امریکا نسبت به این واقعه این بود که حمله به پاریس را حمله به «انسانیت» دانست ولی در مورد حمله به لبنان و کنیا و عراق و بحرین و سوریه و … انسانیت را در معرض تهدید ندید خود از یکسو پاسخی است. گویی مردم پاریس بشرترند. و از سوی دیگر طبیعی است که گروه داعش نیز پاریس را نمادِ متن‌نشینان بداند.

پادشاهی قلمروی ذهنی آنهم از نوع ارعاب و دهشت جایگاه کسانی است که در شرایط عادی و روزمرۀ دنیا جایی برای حضور و عرض اندامشان باقی نمانده و در مناسبات جهان به حاشیه رانده شده‌ و تحقیر شده‌اند. کسانیکه احساس می‌کنند به جز حالت وحشت‌آفرینی نقش دیگری نمی‌توانند در جهان ایفا کنند کارزار پاریس را ترتیب دادند و در این کارزار شاهد تقابل دو نهایتِ متن و حاشیه بودیم. ده‌ها سال بلکه چند قرن است که شاهد قطب‌بندی حاشیه و متن در جهان هستیم و در دهه‌های اخیر شاهد رفتار واکنشی متن نسبت به حاشیه و به دنبال آن حاشیه نسبت به متن هستیم. در این رفتار واکنشیِ متقابلْ طرفین جز ریختن آب به آسیاب یکدیگر کار دیگری نمی‌کنند؛ نه اقدامات آنانکه در متن هستند رفتار حاشیه‌نشین‌ها را مهار می‌کند و نه رفتار آنانکه در حاشیه هستند رفتار متن‌نشینان را اصلاح می‌کند. طوفان رفتارهای واکنشی عالم را فراگرفته است و وقتی این طوفان شدت گیرد البته باید منتظر رشد سرطانی جریان‌های افراطی‌تر در هر دو سو باشیم؛ از یکسو رشد جریان‌هایی چون داعش و القاعده در حاشیه‌نشینی و هم از سوی دیگر رشد جریان‌های فاشیستی و نژادپرستی از سوی متن‌نشینان.

جریان‌های رسانه‌ای که به حادثۀ پاریس دامن می‌زنند گویی متوجه نیستند که این تقابل و تضاد متن و حاشیه را پررنگ‌تر و تحریک‌کننده‌تر می‌کنند و به این ترتیب آب به آسیاب تحقیرشدگی و حاشیه‌نشینی می‌ریزند. تحقیرشدگی‌ای که موجودیتش را از همین بلواها و آشوب‌های ذهنی به دست می‌آورد به شدت محتاج همین نوع واکنش‌های افکار عمومی است. این گروه مخرب اگر بخواهند در دنیای واقعی جایی داشته باشند چیزی بیش از بیابان‌های لیبی و چند دهکده در سوریه و عراق نصیبشان نمی‌شود در حالیکه از طریق همین نوع واکنش‌های احساساتی به فاتحان کانون‌های توجه جهانی مبدل شده‌اند.

از میان برداشته شدن فاصله و ادغام متن و حاشیه تمنایی غیرواقعی می‌نماید لیکن باید به هر نحو این تقاضا را در افکار عمومی تشویق کنیم که از یکسو فخرفروشی متن‌ و ترحم‌انگیزی حاشیه را‌ به حداقل برساند تا جهان در تمنای سرگذشت سیندرلایی و یک شبه از حاشیه به متن آمدن نباشد. و از سوی دیگر متوجه باشیم که رسیدن به صلح و آرامش جهانی تنها موکول به این است که هر تفکر و قوم و ملیتی سر جای خود قرار گیرد و بنا به مزیت‌ها و استعدادهایش در ایفای نقشی خاص در جهان «به جا آورده» شود به جای اینکه همه به این سمت سوق داده شوند که به قالبی واحد و جهانی درآیند. همچون اعضای متنوعِ پیکری واحد که حیات هر عضو منوط به ایفای نقش دیگر اعضاست و با همۀ تنوع و تفاوتهایشان اگر عضوی به درد آید دیگر اعضا آرام و قرار نخواهد یافت.

یادداشت برای روزنامه اعتماد، ۲۷ آبان ۱۳۹۴

پست های مرتبط

البته ماهی را هر وقت از آب بگیرید تازه است!
برند داعش
جای ما در جهان اولین جنگ جهانی
«لوور در ایران» و «ایران در لوور»: دو پردۀ یک ماجرا
لوور در موزۀ ملی
ژنوم شهر؛ فصل مشترک یا روح اختصاصی