هیچ نامی بی‌حقیقت دیده‌ای؟

بی‌شک ثروت اصلی هر شهر بزرگان آن شهرند. ساختمان و پل و تقاطع غيرهم‌سطح ثروت شهر نيست چون گاهي هست و گاهي نیست. منظور حافظ از مصرع «خوشا شيراز و وضع بي‌مثالش» شبكه فاضلاب و ترافيك شيراز نبوده، بلکه آن كيفيتي بوده که خود او و بزرگانی چون او در پدید‌اوردنش سهیم‌ بوده‌اند.

به بهانۀ نمایش فیلم «غلامرضا تختی»

جامعه برای ادامۀ حیات نیاز به اسطوره دارد. اسطوره‌ها شخصیت‌هایی‌اند که مقبول مردم واقع شده‌اند و زنگارها و معایبشان زدوده و تبدیل به آینه شده‌اند. هر ملت در قاب این آینه‌هاست که موفق می‌شود چهرۀ حقیقی ولی مغفول خود را تماشا کند؛ آن خود دوست‌داشتنی‌اش را، آن خود پیروزش را.

جمشید مشایخی: هنرمند شخصیت‌پرداز سینمای ایران

در عالم سینما و تئاتر، بودند هنرپیشگان و حتی کارگردانان، تهیه‌کنندگان، نویسندگان و دیگر عواملی که این باورهای مردمی را قدر دانستند و تقویت کردند. جمشید مشایخی در زمرۀ چنین کسانی است. عمر حرفه‌ای او و هم‌نسلانش، در تکوین بخش قابل توجهی از تاریخ سینمای ایران مؤثر بوده است و لذا مسئولیتی دوچندان بر عهده داشته است.

شبِ عید طولانی‌ترین شب سال است

شب است. شب که می‌شود آن من سوداگر، فرصت‌طلب و برتری‌جوی ما به خواب می‌رود. آن من همیشه گرسنه، همیشه خسته. منِ دیگری ابراز وجود می‌کند. شب عید وقت خوابیدن «خود» و بیدار شدن «بیخودی» است. بیخودی‌ای سراسر شور، جنون و مستی.

رموز اهلیت ۲

تصور کنید برای مدت طولانی ساکن خانه‌ای بوده‌ایم و یا بی‌آنکه دستخوش خانه‌به‌دوشی شده باشیم، سالیان طولانی در محله‌ای واحد زندگی کرده باشیم. بنا به اهلیت، آن خانه و آن محله دیگر جایی جدای از وجود ما نیست بلکه در ادامۀ جسم و ذهن ما است.

رموز اهلیت 1

در ایران از این قبیل دشواری‌ها کم نیست؛ سیلاب، طوفان، زمین‌لرزه، رانش خاک، خشکسالی. برای آنکه سکونت در جایی صعب و ناممکن شود، نیازی به بلایای ناگاه و شدید نیست، همینکه دمای میان روز و شب یا زمستان و تابستان زیاده متفاوت باشد هم کافیست.

چهل خانه

آنچه با گذر زمان دست‌نیافتنی‌تر می‌شود، فراتر از «اطلاع» راجع به این خانه‌هاست؛ آنطور که ما ناظرین این خانه‌ها ثبت و ضبط می‌کنیم. حتی فراتر از «زندگی» جاری درون این خانه‌ها است؛ آنطور که ساکنین امروز این خانه‌ها مشغول آنند. آنچه باید نگران فقدانش باشیم، «اهل» این خانه‌ها بودن است.

سرگذشت متمایز هنر طی چهل سال پس از انقلاب اسلامی

اینکه در دوران گذار یک سده‌ای اخیر همه جا رویای پیشرفت و عرض اندام جهانی داشته‌ایم ولی این تمنا تنها در عرصه هنر محقق شده، نشان می‌دهد هر حوزه‌ای اگر می‌خواهد سرنوشت هنر را داشته باشد باید سرگذشت آن را نیز طی کند. وقتی این امر در هنر که بسیار پیچیده و حساس است، محقق شده پس در دیگر عرصه‌ها نیز ناممکن نیست.

جشنوارۀ فجر

با گذشت حدود چهاردهه از آغاز این قرار، شاید برای داوری دربارۀ سینمای ایران سنجه‌ای بهتر از مرور جشنواره‌های فیلم فجر از آغاز تا به امروز نباشد؛ تا ضمن آن دریابیم آنچه بر اثر این ممارست چهل‌ساله به دست آورده‌ایم تا چه اندازه راضی‌کننده است. این جشنوارۀ اخیر قاعدتا باید آن منزلگاهی باشد که چهاردهۀ پیش آن را در ذهن تصور می‌کردیم و برای رسیدن به آن نقشه می‌کشیدیم و مسیر را ریل‌گذاری می‌کردیم. حال باید بپرسیم آیا واقعا این همان جایی بود که چشم داشتیم یا جز آن است.

رئال مادرید یا گل‌کوچیک باغ‌چالی؟!

به قول سنت اگزوپری «تنها زمانی خوشبخت خواهیم بود که به نقش خود ولو بسیار ناچیز باشد آگاه شویم». در جهان قلمروهایی است که کلید فتحش در دستان ما است. در هر عرصه‌ای از صنعت تا زراعت، فوتبال، نظرورزی، فلسفه و خلاصه هر آنچه که تصورش را کنیم، چشم‌اندازهای بی‌نظیری وجود دارد که ما می‌توانیم آن را به روی دیدگان دیگران بگشاییم.