نیل به «جهانیشدن»، پرهیز از «جهانیسازی»

این مهم است که بتوانیم بین دو موضوع «جهانی شدن» و «جهانیسازی» تفاوت قائل شویم و قادر باشیم که در همۀ اتفاقاتی که در سرزمینمان در حال وقوع است اعم از فعالیتهای عمرانی و سبک زندگی و نظام آموزشی و …. با ترازویی صحیح تشخیص دهیم که در مدار جهانی شدن قرار داریم و یا مبتلای پروژۀ جهانیسازی شدهایم.
بر تن خود میزنی آن هوش دار

در آن سنت زوارهای درسهایی برای امروز هست. اینکه مرافعه امروز با همسایگانِ ایران ضمن اینکه ناشی از رفتار ناشایست ایشان است و واکنش، ناراحتی و بغض ما را نشان میدهد نباید باب آشتی آینده را به طور کامل ببندد.
کژراه استیضاح وزیر راه

پس از سالها که صحبت از آن میشود که دولت باید فرهنگی باشد نه فرهنگ دولتی، عدهای هنوز متوجه موضوع نشدهاند و سؤالشان این است که مگر میشود صنعت یا عمران یا تجارت را فرهنگی دید. اینان که متوجه فرهنگ غیردولتی یا دولت فرهنگی نمیشوند فعلاً خوب است حداقل یک نمونه از مصادیق دولت فرهنگی را که در وزارت راه و شهرسازی در حال تحقق است ببینند.
آقای اوباما شما هم در مجلس پنهلوپه حاضر شوید!

تأملی در تاریخ ایران نشان میدهد که ایرانیان همواره با کسانیکه مقام و موقعیت و ویژگیهای آنان را به جا آوردند، هر قدر بیگانه به لحاظ فرهنگی، رفتاری تؤام با عطوفت و صلح و محبت داشتهاند و به عکس هر زمان که از ناحیۀ قوم یا سرزمینی تحقیر شدند آن را تاب نیاوردند و نسبت به آن واکنش نشان دادند، همین بغض است که در شکلی دیگر و در دورههای اخیر در شعار «مرگ بر امریکا» خود را نشان داده است.
موزۀ مطبوعات؛ بهانهای برای عبور از روزمرگی

به صرافت افتادن برای ایجاد موزۀ مطبوعات خود از جنبۀ دیگری اهمیت دارد. وقتی جامعهای مبتلای به روزمرگی است اساسا نمیتواند به چیزی ورای نگاه روزمره نگاه دیگری داشته باشد؛ در جامعهای که دردش صبح را به شب رساندن و شب را صبح کردن است نه تنها به مطبوعات که به هیچ موضوع دیگری نیز نمیتوان نگاهی غیرروزمره داشت.
نبض جامعه در محرومیت كُند میشود

مردم در میان اینهمه بیامكاناتی و محرومیت، با شناخت مواضع مختلف خبررسانی، خود خبر درست را تشخیص میدهند و به آن اعتماد میكنند. البته عدهای هم هستند كه در این محرومیت، به این نتیجه میرسند كه دیگر كاری به اخبار نداشته باشند. این افراد خود را از بزنگاههای مهم و تاریخی جامعه حذف میكنند و با این حذف بازهم به دولتی ضربه میزنند كه در این جریان بیتقصیر است.
افکار عمومی صاحبمحضر

اگر روزگاری جامعه تنها با انتخاب نمایندگان مجلس در عرصه نظارت بر مدیریت كشور ایفای نقش میكرد اكنون علاوه بر آن راهی موثرتر و مستقیمتر برای ایفای نقش صاحب محضری خویش یافته است. افكار عمومی با حساسیتش نسبت به موضوعاتی و چشمپوشی از موضوعات دیگر كسانی را كه تا پیش از این عادت به زندگی در فضای شفاف نداشتهاند در اتاقی شیشهای قرار داده و به آنان میفهماند كه همه سكناتشان تحت نظر است.
درباره بازگشایی سفارت انگلیس

زمانی که دانشجویان در ۱۳ آبان ۱۳۵۸ از دیوار سفارت آمریکا بالا رفتند و آنجا را اشغال کردند، اگر از سوی متن جامعه حمایت نمیشدند امکان نداشت تاب تداوم تا ۴۴۴ روز را بیاورند. سابقه تحقیرآمیز مداخلات دولت آمریکا در تاریخ معاصر ایران چنان بود که همه بالاتفاق آنان را مقصر گرفتاریها و بدبختیهای کشور میدانستند و به همین دلیل جامعه حاضر به پرداخت هزینههای خرق آداب روابط بینالملل و اشغال سفارت بود.
اصل شفاف واقعیت؛بدون سیاهنمایی و سفید نمایی

باید بدانیم به همان اندازه كه سیاهنمایی درست نیست، سفیدنمایی هم خوب نیست و باعث میشود كاركرد و ارزش یك رسانه از بین برود و باید واقعیتها عنوان شود؛ بدون سیاهنمایی و یا سفیدنمایی.
علت و معلول را جابهجا میكنیم

مسوولیتپذیری، عنصر گمشده جامعه امروزی ماست. عنصری كه روایت میكند؛ هیچكس در این جامعه حاضر نیست اشتباهاتش را بپذیرد و همین عدم پذیرش است كه آسیبهای اجتماعی و حتی آسیبهای محیطی مثل سیل را به وجود میآورد.