«دیوار مهربانی»؛ مصرعی که ما به دیوان مهربانی افزودیم!

در باور ایرانیان مهر مربی هستی است که هر چیز را بیهیچ مزد و منتی و به یکسان، تحت تربیت و لطف خود قرار میدهد و این «لطف» چون اکسیری است که متعلقات هستی را «لطیف» میکند. ذرهای ناچیز میتواند در پرتو مهر به آسمان رسد و بر جای خورشید بنشیند و سنگی بیمقداری نیز تحت لطف مهر امکان پیدا میکند که لعل و عقیق شود.
آبروی ایرانیان؛ آنهایی که میریزند و آنهایی که جمع میکنند!

غلبۀ مدنیت بر بحران مدنیت نوید شکلگیری دوبارۀ جامعهای منسجم را میدهد که در آن تفوق با تعداد افرادی است که به عنوان یک عضو احساس نمایندگی از سوی یک جامعه را دارند. در این حالت سرنوشت مشترک و امر عمومی معنی و اهمیت پیدا میکند و حتی منافع و تصمیمات فردی را تحت تأثیر قرار میدهد.
سامانه عصبی جامعه فعال شده است

در گذشته نه چندان دور و در هشت ساله دولت قبل تقریباً همه وقتی به هم میرسیدند، میپرسیدند چه خبر؟ گویی یقین داشتند اخباری هست که به سمع و نظرشان نرسیده. شاید دیگری کنار پنجرهای بوده و چیزی دیده و میتواند به ما هم از آن خبر دهد. اما اکنون فضا یک سر دگرگون شده و همه از اخبار باخبرند و نسبت به رخدادها واکنش نشان میدهند.
تهران به مثابۀ کاغذ باطله!

کاغذ برایمان در حکم نامههای اداری است؛ بیگمان تا آن نامهها معتبر است باطله شمرده نمیشود، ولی ارزشش جاودانی نیست. شاید خوب باشد بگوییم چنین کاغذهایی ارزشی میانمدت و کارکردی در زندگی ما دارد. تا حد ممکن تمیز و پاکیزه حفظشان میکنیم و مراقبیم که خللی در موجودیتشان وارد نکنیم تا گرفتار پیامدهای بیاعتبار شدن آن نشویم.
البته ماهی را هر وقت از آب بگیرید تازه است!

ایران در موضوع جیرفت تجربۀ درخور توجهی دارد. آن فصولی که قاچاقچیان اشیاء عتیقه در غیبت کارشناسان میراث فرهنگی سایت جیرفت را غارت کردند و بلافاصله این آثار سر از حراجهای جهانی در آورد ما با کمک تعدادی از کارشناسان و باستانشناسان طراز اول جهانی، این آثار و اهمیتشان را به خوبی معرفی کردیم و نوشتههایی در مذمت و تقبیح معاملۀ آنها در مطبوعات جهان منتشر کردیم.
دور ضایع رفتارهای واکنشی

«داعش» یک اصطلاح است برای اطلاق به گروهی که نه میتوان آنان را اهل سرزمینی مشخص دانست و نه حتی پیرو مذهبی خاص. لیکن وجه مشترک همۀ کسانیکه امروز تحت این اصطلاح میشناسیمشان چیست؟ رفتارشان نشان میدهد که میخواهند فاتحان قلمروی افکار عمومی جهان باشند و هر قدر طنین اعمالشان در افکار جهانی بیشتر باشد گویی دامنۀ فتوحاتشان گستردهتر شده است.
موزه: آشنایی که ما را از گمگشتگی نجات میدهد

همۀ ما در کودکی تجربۀ گمگشتگی داشتهایم. وقتی گم میشویم مستأصلیم و دچار ترس و اضطراب میشویم و احساس میکنیم در تاریکی به سر میبریم و همه چیز علیه ما و تهدیدکننده است. حالتی که بر ما غلبه کرده است حالتی از «ناپایداری» است و مدام در پی پیدا کردن دستاویزی «سرگردانیم»؛ چیزیکه حسی از ثبات و امنیت به ما دهد.
پوستاندازیِ صورتِ آیین محرم!

شهری که در آن مدنیت بر اریکه نشسته بود و سلسله مراتب جامعۀ شهری نظیر محلات و کوی و کوچه برای برگزاری یک آیین در همۀ مقیاسهایش به قدر کافی منسجم بود. در هر محله هیئتها و دستههای عزاداری وجود داشت و حضور در هر هیئت عزاداری همچون حضور در نمایشنامهای آیینی بود که همۀ نقشآفرینان معلوم و نقشهایشان روشن بود و این حضور به انسجام آن محله کمک میکرد.
فرزند زمانۀ خویشتن بودن

خوب است یک بار دیگر به این بیاندیشیم که فرزند زمانۀ خویش بودن چه معنایی دارد. حیات انسان امری ذومراتب است؛ مراتبی از آن اموری است که از ثباتی برخوردارست و آهنگ تغییر آن بسیار کند است. و مراتبی از آن باید هر زمان نو به نو شود تا طراوت و تازگیاش را حفظ کند.
زبان؛ خانه وجود ما

اگر فرهنگ را دانایی حاصل از تعامل تاریخی آدمیان با محیطشان بدانیم هر آنچه که به نوعی سروکارش با دانایی است ذیل فرهنگ قرار خواهد گرفت و بر آن مظهریت خواهد داشت؛ به این تعبیر زبان و آیین و آداب و سلوک و رسوم و … همه و همه به نوعی دلالت بر دانایی آدمیان یا همان فرهنگ دارد. تأمل در زبان از حیث مظهر فرهنگ بودن چیزهایی را برای ما آشکار خواهد کرد.