گفتارهای فرهنگی

خانۀ پدری کجاست؟

خانۀ پدری آنجایی است که وقتی واردش می‌شویم و در را پشت سر می‌بندیم نفسی به راحتی می‌کشیم. گویی در اینجاست که احساس می‌کنیم از سرگشتگی و اضطراب نجات پیدا کرده‌ایم. خانۀ پدری مرجع و پناهگاه است. از آن لحظه‌ای که پا از خانه بیرون می‌گذاریم هرقدر نامطمئن از اینکه در آن روز به کجا خواهیم رفت و دست روزگار چه برایمان تدبیر کرده است امیدوار به بازگشت به این خانه‌ایم.
1394/12/01

تعادل پایدار و تعادل ناپایدار

جامعه تازه شکل گرفته به خوبی متوجه اهمیت شرایط برد ـ برد می‌شود. دیگر انتخابات برایش حکم بازی‌ای که یک طرف در آن برنده و طرف دیگر بازنده است را ندارد. می‌داند که آنچه ایران دارد سفره‌ای است که همه باید سر آن بنشینند؛ حتی آنها که به هر دلیلی ناراضی‌اند را دعوت به مشارکت می‌کند. این تذکر مدام داده می‌شود که ایران سهم همه ما است.
1394/12/16

من انتخاب می‌کنم پس هستم!

اگر فروشندگان نجنبند مجبورند کفش‌هایشان را خودشان بپوشد یا پای بچه‌هایشان کنند، البته اگر شمارۀ پای بچه‌های خودشان ۴۵ یا حتی بیشتر نباشد!
1394/12/03

جشنوارۀ فیلم فجر؛ نوروز سینمای ایران

همانطور که نوروز روزها و ماه‌ها و سالها را از روزمرگی خارج می‌کند و همۀ زمانها در نسبت با نوروز است که شأن و شخصیتی پیدا می‌کنند در سینمای ایران نیز جشنواره حیات سینما را از افتادن به دام روزمرگی می‌رهاند و برای آن شرایط دراماتیک و به یادماندنی‌ای را رقم می‌زند.
1394/11/20

خوب است فاطمه معتمدآریا بداند…

که کاشانی یعنی باباافضل کاشانی عارف نامدار سدۀ ششم هجری که سرآمد عرفای عصر بود و وی را به سعۀ صدر و وسعت مشرب ستوده‌اند؛ کاشانی یعنی خاندان ابوطاهر کاشانی که در سده‌های ششم تا نهم هجری فن ‌سفال‌گری را به چنان‌درجه‌ای از لطافت و کمال رساندند که از آن پس سفالهای لعابدار از هر قسم نام «کاشی» گرفت
1394/11/10

گذشته نزدیک

پدیده عکس به خودی خود مسئله جالبی برای تفحص در گذشته است. گاه عکس را گرفته‌اند برای آنکه اراده کرده‌اند مسئله‌ای را ثبت کنند؛ مثل عکس‌های یادگاری متعددی که همه ما در آلبوم‌های خود داریم. اما در همان حال متوجه نیستیم که از روی بی‌ارادگی داریم موضوعاتی را هم منعکس می‌کنیم که برای پژوهندگان تیزبین به مثابه سند و شاهد حکایت از جزئیات پنهان زندگی در این دوره می‌کند.
1394/11/08