دربارۀ امید

هیچ ثروتی به اندازۀ امید واقعی نیست؛ این میدانی است که در پیشگاه آن درویشان امیدوار از همه داراترند. هر آنچه واقعی است، حتی اگر به دیده نیاید لاجرم جایی دارد. امید هم جایی دارد و جایگاه امید در دل است.

«کاری» باید کرد

در کوچه و خیابان دائم خبر بد است که دهان به دهان می‌گردد. بهای خبر خوش از ارز و طلا بیشتر شده، متقابلا حال ناخوش جامعه است که ارزان شده. تک‌تک ما متقاعد شده‌ایم که برگرداندن اوضاع به حالت عادی از عهدۀ ما خارج است. ابعاد این فاجعه آنقدر بزرگ است که شاید معدودی از بلندپایه‌ترین مقامات چون رئیس دولت، رئیس قوۀ قضاییه، رئیس بانک مرکزی و … را قادر به تغییر شرایط می‌پنداریم.

حلوا برای زنده‌ها

تراکم‌فروشی و برج‌سازی در شمال تهران از شدت تقاضا برای جاخوش کردن در محدودۀ این باغات حکایت می‌کند. هرقدر که بیشتر به دل این باغات می‌تازیم، خود را برنده احساس می‌کنیم و فکر می‌کنیم لقمه‌ای بیشتر حلوا نصیبمان شده. تدابیری چون برج‌باغ هم از ما سلب مسئولیت کرده و قاعدۀ «احترام به متوفی» کار ما را توجیه و حتی قابل قبول می‌کند.

مدیریت نسیان

شدت بحران مفهوم گذشته و اینده را نیز نزد جامعۀ بحران‌زده دستخوش تغییر می‌کند. مسئلۀ جامعه امروز را به فردا رساندن است؛ آینده مبهم است و حافظۀ کوتاه‌مدت جامعه آنقدر ضعیف شده که حتی گذشتۀ نزدیک را به خاطر ندارد. جامعه بی‌حس است و شاید همین لختی است که پشت سر گذاشتن فجایع را برای او میسر می‌کند.

واقعیتی که همۀ رسانه‌ها پنهان می‌کنند

هرچند  «رسانه» پلی ارتباطی میان وقایع و مخاطبین است و بزرگترین سرمایه‌اش اعتماد مخاطب به اینکه وقایع را همانطور که هست منعکس می‌کند، لیکن این بخشی از ماجراست. واقعیت این است که هر رسانه کارفرمایی دارد که بنا به منویات او همواره بخشی از واقعیات پنهان و بخشی از آن متورم می‌شود.

جدال با واقعیت

کسانیکه با سازوکار دوربین‌های عکاسی آشنایند می‌دانند که عکاس با سه نوع لنز اصلی سروکار دارد؛ لنز نرمال، واید و تله. با لنز نرمال آنچه می‌بینیم به واقعیت نزدیک است؛ لنز واید واقعیت را دورتر می‌نمایاند و با لنز تله تصویری نزدیک‌تر از امر واقع خواهیم داشت.

پرسه زدن: وقت‌کُشی یا وقت‌شناسی

آن زمان که فارغ‌البال نسبت به سوداها و تمناها و بی‌پروای نسبت به سود و زیان بوده‌ایم،  چیزهایی را یافته‌ایم که در بازار نمی‌فروشند. سرمایۀ خیابان کسانی‌اند که پرسه می‌زنند و نه کسانیکه به هدفی خاص از جایی به جای دیگر می‌روند.

برهان قاطعِ مظلومیت

«ظلم» بر پاشنۀ «ظلمت» می‌چرخد یعنی هنر ظالم استفاده از تاریکی فضا و سوءتفاهم‌هاست. آنها که شریک ظالمند یا راضی به ظلم در هر دو صورت به غلظت این تاریکی افزوده‌اند. اما مظلوم کسی است که وجودش پذیرای ظلم نیست و چون چراغی روشن‌کننده است و به میزانیکه ظلم را برنمی‌تابد تلألؤ دارد.

 1000 تومان چقدر می‌ارزد؟

در هر معامله از یکسو پولی رد و بدل می‌شود و از سوی دیگر ارزشی. خریدار وقتی چیزی را می‌خرد که متقاعد شده باشد آنچه خریده «ارزشش را داشته». در عوض فروشنده وقتی راضی به فروش کالایش می‌شود که مطمئن باشد آنچه می‌فروشد در قبال پولی که کسب می‌کند «چیزی نیست».

امتناع از زمینه، ابتلای معاصر

از نشانه‌های اوتیسم پیدا شدن مشکل تدریجی در برقراری ارتباط کلامی و محدودیت در دایرۀ واژگان و یا استفاده از واژگانی نامفهوم است چراکه که زبان در تعامل با زمینه غنا می‌یابد و اگر زمینه را از زبان حذف کنیم در واقع با مشتی واژگان و یا جملات ظاهرا بامعنی ولی بی‌مسمی سروکار داریم که به امری در جهان خارج اشاره نمی‌کنند.