«کاری» باید کرد

در کوچه و خیابان دائم خبر بد است که دهان به دهان می‌گردد. بهای خبر خوش از ارز و طلا بیشتر شده، متقابلا حال ناخوش جامعه است که ارزان شده. تک‌تک ما متقاعد شده‌ایم که برگرداندن اوضاع به حالت عادی از عهدۀ ما خارج است. ابعاد این فاجعه آنقدر بزرگ است که شاید معدودی از بلندپایه‌ترین مقامات چون رئیس دولت، رئیس قوۀ قضاییه، رئیس بانک مرکزی و … را قادر به تغییر شرایط می‌پنداریم.
1397/05/10

به پاس گامی که همایون شجریان برداشت.

اوضاع خوبی نیست. شاید از این هم بدتر شود. هر روز که بیدار می‌شویم احساس می‌کنیم تنها کاری که از دستمان برمی‌آید این است که ببینیم ارز و سکه چقدر گرانتر شده. در کوچه و خیابان دائم خبر بد است که دهان به دهان می‌گردد. بهای خبر خوش از ارز و طلا بیشتر شده، متقابلا حال ناخوش جامعه است که ارزان شده. تک‌تک ما متقاعد شده‌ایم که برگرداندن اوضاع به حالت عادی از عهدۀ ما خارج است. ابعاد این فاجعه آنقدر بزرگ است که شاید معدودی از بلندپایه‌ترین مقامات چون رئیس دولت، رئیس قوۀ قضاییه، رئیس بانک مرکزی و … را قادر به تغییر شرایط می‌پنداریم. در عین حال ناامیدیم آنان که می‌توانند، چاره‌ای بیاندیشند. گویی عنان حال و کار ما دست کسانی افتاده که خود درمانده‌اند.

در این میان همایون شجریان اعلام کرده که قصد دارد حداقل کاری که از دستش برمی‌آید بکند؛ بی‌هیچ چشم‌داشتی برای مردم بخواند. البته اینکار قیمت سکه و دلار را پایین نمی‌آورد، بازار کسب و کار را رونق نمی‌بخشد، رکود اقتصادی را درمان نمیکند و برجام را نجات نمی‌دهد، از همه مهمتر اینکه گردن‌کشی‌های ترامپ را مهار نمی‌کند. پس این تصمیمش چه فایده‌ای دارد؛ نخست اینکه او تلویحا اعلام کرده که برای تغییر شرایط نباید منتظر کسی شویم، و هر کدام باید دست به «کاری» شویم. اما اقدام او بی‌چشم‌داشت و سوداگری‌ای است و این یعنی نه «خودش» که یکسره «دیگران» و در واقع بدحالی جامعه را نشانه گرفته است. او که نمی‌تواند بازار کسب و کار را رونق دهد عزم کرده که بازار احوال خوش را رونق دهد و علیرغم گران شدن ارز و سکه، قیمت خبر خوب را پایین بیاورد. خیلی هم ساده و بی مقدمات دست به کار شده. به ترتیبی که شاید کسی نباشد که به قیاس سبک و سیاقی که او دست به کار شده، کاری از دستش برنیاید؛ از مغازه‌دار بگیریم تا رانندۀ تاکسی، معلمی ساده، و حتی خانمی خانه‌دار همه و همه قادرند «کاری بکنند»، چکار؟ حال نزدیکترین کسانشان را بهتر کنند و وجودشان تبدیل به خبر خوش شود برای دیگری؛ این دیگری زمانی همسایه‌ای است، گاهی مسافری است و گاهی راننده‌ای، وقتی خریداری است و یا فروشنده‌ای، مستأجری است یا صاحبخانه‌ای، کارگری است یا کارفرمایی.

شک نیست که قیمت ارز برای همایون شجریان نیز بالا رفته و درهای امیدش بسته شده ولی او منتظر باز شدن درهای امید از بیرون نیست. چه او فهمیده که در امید از درون گشوده می‌شود. گویی این ندای حافظ به گوشش رسیده که: «شهر خالیست ز عشاق بود کز طرفی/ مردی از خویش برون آید و کاری بکند». من به سهم خود از همایون شجریان دعوت می‌کنم که او این شعر حافظ را به گوش همه شهر برساند و همه را به عاشقی و بیرون آمدن از «خویش» دعوت کند. بر همه است که «کاری» کنند که حال جامعه خوب شود و بازار امید رونق بگیرد. چون فقط در اینصورت است که کسب و کار رونق می‌گیرد، التهاب بازار ارز خاموش می‌شود، خبر خوب ارزان می‌شود و حال بد گران. در اینصورت گویی راز این بیت حافظ گشوده خواهد شد و بر همه آشکار می‌شود که البته فساد، خشکسالی، رکود و … مشکلاتی است واقعی، ولی وقتی اینها با ناامیدی ما همراه می‌شود مهلک‌تر است. متقابلا باطل‌السحر این گره کور امیدواری است. امیدواری از فرد فرد اهل جامعه به کل جامعه تزریق می‌شود. همۀ مستمسک‌های امیدوار کردن جامعه اعم از «محبت»، «الفت» و «ابراز نگرانی» روی به «دیگری» دارد. آنوقت پیدا خواهد شد که شاید آنچه بازار ارز را ملتهب‌تر کرده نگران «خود» بودن است و تنها راه‌حلش نگران «دیگری» شدن.

روزنامه اعتماد، ۱۰ مرداد ۱۳۹۷.

پست های مرتبط

من انتخاب می‌کنم پس هستم!
بوی بهبود ز اوضاع جهان می‌شنوم
توقف بیجا رونق کسب است
چرخ را هر لحظه باید اختراع کرد
واحد پول ملی و صفرهای مزاحم
شناخت در تاریکی یا شناخت در روشنایی
دعوت به شکیبایی
جای ما در جهان اولین جنگ جهانی
راستگویی هم کافی نیست
قائمیت به ذات
دربارۀ امید
حلوا برای زنده‌ها
مدیریت نسیان
واقعیتی که همۀ رسانه‌ها پنهان می‌کنند
جدال با واقعیت
پرسه زدن: وقت‌کُشی یا وقت‌شناسی
برهان قاطعِ مظلومیت
 1000 تومان چقدر می‌ارزد؟
امتناع از زمینه، ابتلای معاصر
وقت را غنیمت دان آن قدر که بتوانی