در آینۀ آیین محرم

دینداری از نظر ایرانیان هیچگاه محدود به حفظ ظاهر یعنی مراعاتِ احکام شریعت نبوده است. ایرانیان هیچگاه به ظاهر دین اکتفا نکردند. باطنِ دین برای ایرانیان «راه» بوده، راهی که در انتهای آن معشوق نشسته است. باطن همۀ ادیان الهی برای ایرانیان یک حقیقت بیش نیست؛ طی طریقِ عشق. اختلافی در ظواهر اگر هست از جهت راه نیافتن و توجه نکردن به باطن است.
در باب سینمای دینی

چرا ما همه، از سینما و هنر انتظار داریم که به ارزشهای انقلاب تقرب پیدا کند. چرا از امور دیگر چنین توقعی نداریم؟ شاید این، اشتباه باشد. هیچ کس توقع ندارد که اقتصاد به ارزشهای انقلاب تقرب پیدا کند. وقتی سوابق 34 سال اخیر را بررسی میکنیم، روشن است که هیچ موضوعی به اندازة حوزة فرهنگ و هنر و بهویژه سینما، در این زمینه تحت فشار نبوده و تلاش نکرده است.
درباره یه حبه قند

همه فیلمهایی که در ایران ساخته میشود بالاخره از وضعیت فرهنگی کشور متاثر است. به یک عبارت، این فیلمها را میشود به دوگروه تقسیم کرد: فیلمهایی که مظهر بیماریهای فرهنگ ایرانی هستند و فیلمهایی که مظهر فرهنگ ایرانی هستند که خود این گروه دوم دو دسته میشود: دسته اول فیلمهایی که بدون اینکه بخواهند، مظهر فرهنگ ایرانی هستند؛ یعنی به واسطه اینکه در این اتمسفر ساخته میشوند، خودبهخود این کار را انجام میدهند و مظهریتشان خودآگاه و ارادی نیست.