درسهای «کتابچه جمع و خرج سنه ۱۳۰۴»؛ درس اول

تاریخنگاریهای معروف معاصر، اغلب با اتکا بر خاطرات و سفرنامهها نوشته شده و طبیعتاً قضاوت شخصی چند تن از بازیگران صحنه که بر همه ابعاد موضوع اشراف نداشته و معمولا برای خود و شبکه ارتباطی خود دفاعیه برجای گذاشتهاند، نمیتواند معیار موثقی برای قضاوت در باب عصری باشد که از قضا برخی از بهترین یادگارهای حوزه اندیشه، هنر، شهرسازی، علم، و … را به میراث گذاشته است.
عکسهای قدیمی غلطانداز است!

عکسهای قدیمی غلطانداز است؛ بهعکسِ آنچه فکر میکنیم که از واقعیت فاصله گرفته، به کنه آن نزدیکتر شدهاند، چرا که پوشاندن همیشه به معنی محجوب کردن نیست. در نمایشهای ژاپنی ماسک برای پنهان کردنِ «شخص» (پرسونا) و آشکار کردنِ «شخصیت» (پرسوناژ) افراد است.
پرویز تناولی «شیر ایرانی» را از انقراض رهاند!

به مدرسه که رفتم، شیر برایم همان شخصیتِ اصلیِ قصههای کلیله و دمنه شد؛ موجودی محترم و البته باجبروت که باقیِ شخصیتهای قصه برای خدمت کردن به او از هم سبقت میگرفتند. همینطور که بزرگ میشدم میفهمیدم قصهپردازی حول شخصیت شیر در تاریخ و ادبیات ما تمامی ندارد؛ شیر آن حیوانی بود که میگفتند گوشت آدم مؤمن را نمیخورد.
به مردمی نه به فرمان چنان بران که تو دانی

قسمتهای بس مهم و ارزنده ابنیه سلطنتی ارک پایدار مانده و بصورت شایسته از آنها نگاهداری میشود. قسمتهایی دیگر بعلت نیازمندیهای گوناگون و ضرورت ساختمانهای مناسبتر و تبدیل و تغییرهای فراوان که لازمة هر پیشرفت و همگامی با اوضاع زمانه و بخصوص با موقعیت شهر تهران از آغاز پایتختی آن و دگرگونی زندگی مردم بالاخص در دوران سراپا تحول و پیشرفت ایران نوین است، و بدلیل سلیقههای مختلف از میان رفته… .
حافظۀ جامعۀ ایرانی تقویت شده است

وقتی از «تاریخ» سخن میگوییم معمولا کمتر از آن «گذشتۀ نزدیک» را مراد میکنیم؛ پنداری ناخودآگاه ارزش تاریخ را در هرچه دورتر بودنش از اکنون میپنداریم.
من که باشم در آن حرم که صبا/ پرده دار حریم حرمت اوست

اشتباه است که ما خود را در مسلمانی از تمام درگذشتگان ممتازتر بپنداریم و فراموش کنیم که مراعات وصایا و حرمت ایشان بر هر مسلمانی واجب است. هدف ایشان از آرمیدن در جوار اولیاء خدا چه بوده جز تمسک به مقام آن بزرگان برای آمرزش خود و بهرهگیری از معنویت جاری در این اماکن برای وقتی که دستشان از دنیا کوتاه است.
صف سلام سرای فتحعلیشاه در قم

رویداد فرخنده رونمایی از دیوارنگارۀ صف سلام فتحعلی شاه که از اقامتگاه او در جوار آستان مبارک حضرت معصومه(ع) در قم تا موزه نگارستان راهی دراز و ماجرایی پرفرود و فراز را طی کرده، فرصت مناسبی است تا با تأملی پرسشگرانهتر به سراغ این دوره از حیات جامعۀ ایرانی برویم و دلالتهای مهم و متعدد این اثر را آشکارتر کنیم.
کسب جمعیت از آن زلف پریشان

چنگیز خانِ مغول و جانشینانش طی چند دهه، مکرراً به ایران آمدند ولی نیامدند که بمانند. هدفشان کسبِ غنیمت بود و نمایشِ نازِ شست. اما چهل سال پس از نخستین هجوم، هولاکو نوة چنگیز، همراه با لشکری گران به ایران بازگشت تا اینبار بماند. این نسل از مغولان برای آنکه بتوانند خود را سلطان بخوانند میبایست سرزمینی آباد زیرِ نگین میداشتند.
بزنگاهِ بیارادگیِ ناصرالدینشاه

ناصرالدین شاه نیز در روزنوشتههای خود عامداً از گزارشِ برخی موارد خودداری و به جای آن بر بعضی موضوعات تمرکز کرده است؛ مثلِ اینکه بخش مهمی از یادداشتهایش را به تشریح گردشها و شکارها پرداخته اما با پردهپوشیِ خاصی از بیانِ مسائلِ حول حکومت و سلطنت خودداری ورزیده است.
امیرکبیر، میرزا تقیخان است یا میرزا تقیخان، امیرکبیر؟

حاکمان ایرانی در بهترین حالت فرهنگدوست بودهاند، در حالیکه وزراء خود در زمرۀ فرهیختگان و فرزانگان بودهاند. در واقع نزد ایرانیان فرزانگان مستحق وزارت بودند، و از اینرو در مکتوبات کهن ایرانی، ارسطو را وزیر اسکندر و کنفوسیوس را وزیر فغفور چین میدانستند چراکه به زعم ایرانیان هر پادشاه مقتدر لاجرم وزیری حکیم بر کنار دارد.