سینما هنر می‌کند که نفس می‌کشد

به‌خاطر دارم در یک دوره‌ای یکی از دوستان همکار در فارابی بعد از مدتی همکاری، به من گفت: «من ترجیح می‌دهم به جای اینکه حاصل تلاش‌ام باعث شود یک کسی فیلم‌نامه‌ی خوب بنویسد، می‌خواهم خودم یک فیلم‌نامه یا یک فیلم خوب بسازم.» اما من معتقد بودم به جای اینکه خودم یک فیلم بسازم، یک کاری انجام بدهم که خیلی‌های دیگر، فیلم خوب بسازند و بیش از آن تلاش می‌کنم به جای آنکه خودم چند تا فیلم بسازم، کمک بکنم به اینکه یک سینمای خوب شکل بگیرد.
1386/06/21

مصلحت ندیدم غیر از مدیریت کلان در سینما باشم

 

شیما غفاری: سیدمحمد بهشتی یکی از بنیانگذاران بنیاد سینمایی فارابی و مدیرعامل 10ساله‌ی این بنیاد، بعد از 14 سال که از اتمام دوران مدیریتیش می‌گذرد، تندیس خدمت به سینمای ملی ایران را گرفت و در آستانه‌ی روز ملی سینما در گفت‌وگویی با خبرنگار سینمایی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، از سالهای ورودش به سینما، علاقه‌اش به فیلم‌سازی، اهداف اولیه‌ی تاسیس بنیاد فارابی، سینمای ملی و سرنوشت بنیاد حمایت از سینمای ملی ایران سخن گفت.

علاقه به سینما از سال‌های اولیه‌ی دانشگاه

بهشتی حضورش را در سینما از دوران تشکیل آیت فیلم دانست و گفت: بعد از حضور کمرنگی که در آیت‌فیلم داشتم، فعالیت‌هایم را در تلویزیون ادامه دادم و سپس با تشکیل بنیاد سینمایی فارابی جدی‌تر در سینما حضور داشتم.

وی که علاقه‌اش به سینما از سال‌های اولیه‌ی ورود به دانشگاه بوده است، ادامه داد: از سال 50 به عنوان یکی از علایق خود چه در زمینه عکاسی و چه در زمینه فیلم‌سازی آماتور، در دانشگاه فعال بودم. با همان دوستانی که به شکل آماتور به فعالیت فیلم‌سازی مشغول بودیم، آیت فیلم را تشکیل دادیم.

بعضی از افرادی که در آیت فیلم بودند، بعدها در تلویزیون حضور پیدا کردند و حضورشان به ‌صورت پررنگ در صحنه‌ی مدیریتی شکل گرفت.

بهشتی به دوران مدیریتش در تلویزیون اشاره کرد و گفت: من در تلویزیون مسوولیتی که داشتم، یک دوره مدیر پخش شبکه اول بودم و بعد از آن مدیر تولید تلویزیون، مدیر گروه فیلم سریال شبکه اول و پس از آن عضو شورای طرح و برنامه سیما بودم. یک مدتی هم مدیر تشکیلات تلویزیون بودم، در سال‌های 62 تا 65 در حالی که مدیرعامل فارابی بودم در همان زمان به طور موازی مسوولیت حوزه تشکیلات سازمان صداوسیما را بر عهده داشتم.

بهشتی به فیلم‌سازی علاقه‌مند بوده؛ اما سینما را مدیریت کرده است

این مدیر سابق سینمایی گفت: به‌خاطر دارم در یک دوره‌ای یکی از دوستان همکار در فارابی بعد از مدتی همکاری، به من گفت: «من ترجیح می‌دهم به جای اینکه حاصل تلاش‌ام باعث شود یک کسی فیلم‌نامه‌ی خوب بنویسد، می‌خواهم خودم یک فیلم‌نامه یا یک فیلم خوب بسازم.» اما من معتقد بودم به جای اینکه خودم یک فیلم بسازم، یک کاری انجام بدهم که خیلی‌های دیگر، فیلم خوب بسازند و بیش از آن تلاش می‌کنم به جای آنکه خودم چند تا فیلم بسازم، کمک بکنم به اینکه یک سینمای خوب شکل بگیرد. طبعا برای من اهمیت برپایی یک سینمای خوب، می‌ارزید به اینکه صرف نظر بکنم از فیلم‌سازی، حتا اگر در زمینه‌ی فیلم‌سازی یا فیلم‌نامه‌نویسی استعدادی داشتم. چون معتقدم این روند در اغلب موارد با هم مغایرت پیدا می‌کرد، نمی‌شد به برپایی یک سینما که خود یکی از دست اندرکاران تولید آن سینما هستم، کمک بکنم.

تاسیس فارابی به امید روزی که سینمای ایران به این بنیاد احتیاجی نداشته باشد

بهشتی که از اوایل سال 62 تا 72 مدیرعاملی بنیاد سینمایی فارابی برعهده داشت در ادامه‌ی گفتگو با ایسنا از چگونگی تشکیل بنیاد سینمایی فارابی سخن گفت: شهریور سال 62 این بنیاد با همراهی دادگو، آقاجانی، عبدالله اسفندیاری، علیرضا شجاع نوری، مسچی، یزدانی، شکری‌آذر، تقی‌پور که افراد اصلی در شکل‌گیری بنیاد سینمایی فارابی بودند، شکل گرفت.

در آن سال‌ها فعالیت گسترده در زمینه سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی در حوزه سینما انجام شد و طبق این برنامه‌ریزی‌ها لازم بود، نهادی شکل بگیرد که وظیفه حمایت از سینمای ایران را برعهده بگیرد و این نهاد قرار شد دولتی نباشد، بدین معنا که تابع قوانین و مقررات دولتی نباشد و اساسا چهره‌ی دولتی نداشته باشد. در آن دوره با بررسی انجام شده متوجه شدیم که یک موسسه‌ای از پیش انقلاب تحت عنوان باشگاه فارابی وجود داشته که مراحل قانونی‌اش را طی کرده و یک دوره‌ی هم فعال بوده است، اما بعد از انقلاب تعطیل شده است ولی همچنان وجه قانونی دارد و ما دریافتیم می‌توانیم این موسسه را با تعریف تازه و با ماموریت جدید دوباره احیا کنیم. بنابراین با همان اساسنامه و مصوباتی که از قبل وجود داشت، با ماموریت و تعریف جدیدی سعی کردیم تحت عنوان بنیاد سینمایی فارابی آن را احیا کنیم.

بهشتی ادامه داد: قبل از انقلاب اساسنامه باشگاه فارابی به‌عنوان سینما تک طراحی شده بود و مصوب شورای عالی فرهنگ دوره‌ی خودش بود و اساسنامه‌ی آن به ما اجازه می‌داد که بندهای آن را تغییر بدهیم و در واقع بنیاد فارابی را به عنوان بازوی حمایت از سینمای کشور فعال کنیم. به خاطر دارم در همان دوران مطرح کردم به امید روزی که بنیاد سینمایی فارابی نباشد یعنی سینمای ایران به وجود چنین بنیادی احتیاج نداشته باشد، چون بنا به دلایلی که بحث آن مفصل است، اولا می‌توانیم سینمای ملی و سینمای خودمان را داشته باشیم و باید کاری انجام بدهیم که این سینمای ملی تحقق پیدا بکند.

در سال 62، دو تا مشکل وجود داشت، یکی اینکه گذشته‌ی این سینما چندان درخشان نبود و در عین اینکه در آن اتفاقات درخشانی افتاده بود، اما چشم‌انداز عمومی آن مطلوب نبود. از سوی دیگر اهالی سینما دچار یک بلاتکلیفی بودند که در شرایط جدید فرهنگی کشور چه کاری باید انجام بدهند؟ آن وقت در این شرایط، کمک می‌کردیم به ‌اینکه سینمای جدیدی پدید بیاید که این سینمای جدید از طرفی رنگ و بوی سینمای قبل را نداشته باشد و از سوی دیگر عطر و طعم شرایط جدید را پیدا بکند و سینمای متعلق به سرزمین خودمان باشد.

قصد داشتیم این سینما آبشخورش عرصه فرهنگ خودمان باشد و بالطبع باید در عرصه فرهنگ، صنعت، نیروی انسانی و مباحث اقتصادی شرایطی جدید را فراهم می‌کردیم.

از سال 65 تا 72 سینما در مسیر ارتقای کیفیت

او ادامه داد: از سال 1362 تا 65 در واقع مرحله حل و فصل مسایل کمی سینما بود و ما باید در فاصله این سه سال در عرصه‌ی مسایل اقتصادی، فنی، نیروی انسانی، موانع را از سر راه برمی‌داشتیم و زمینه را برای تحقق وضعیت جدید پدید می‌آوردیم تا از سال 65 به بعد در سینما وارد مرحله ارتقا کیفیت می‌شدیم.

ارتقای کیفیت هم عرصه‌های مختلفی داشت یکی اینکه سینما به لحاظ فنی باید تجهیز می‌شد و دوم اینکه باید وارد تجربیات هنری در عرصه‌ی بیان سینمایی می‌شدیم تا بتوانیم به موضوعات جدید و مسایلی که شاید خیلی وقت‌ها در سینمای ما اصلا فضای مطرح شدن نداشت با یک زبان سینمای مناسبی امکان ورود پیدا کنیم و نکته‌ی آخر اینکه سینما باید به آنچه ارزش‌های فرهنگی و هنری مطرح است نزدیک‌تر می‌شد و در واقع در این سه محور سینما باید ارتقا کیفیت پیدا می‌کرد، بنابراین از سال 65 تا 72 تلاش ما این بود که سینما در مسیر ارتقا کیفیت حرکت بکند و شاهد آن، همان فیلم‌هایی است که در آن سال‌ها ساخته شد و تا حد زیادی هم سینمای ایران موفق شد تا در یک مسیر رو به جلوی قرار بگیرد و گام‌های خوبی را بردارد.

 مقصود از سینمای ملی چیست؟

او درباره‌ی تعریف‌اش از سینمای ملی و تحقق آن، گفت: معمولا وقتی این‌گونه اصطلاحات به‌کار می رود، یکی از دلایلی که بر سر آن دعوا و مرافعه می‌شود، به این موضوع برمی‌گردد که از ابتدا مشخص نمی‌کنند که مقصودشان از سینمای ملی چیست؟

مقصود بنده از سینمای ملی آن سینمایی است که می‌تواند در این سرزمین تحقق پیدا کند و رنگ و بوی فرهنگ خودمان را داشته باشد. اگر سینمایی در این قلمرو فرهنگی می‌تواند تحقق پیدا کند و متعلق به این قلمرو فرهنگی است، این یک امر ملی است. مثلا ترافیکی که ما در ایران داریم، یک ترافیک ملی است، چون این ترافیک فقط در ایران می‌تواند تحقق پیدا کند، فارغ از اینکه این موضوع چیز خوب یا بدی است.

در همین مختصات فرهنگی هم می‌تواند اتفاقات بسیار خوبی و هم می‌تواند اتفاقات بسیار بدی بی‌افتد. هر دو موضوع ملی هستند اما یک زمانی هست که ما نگاه آرمان‌گرایانه به این امر ملی و حرکت کلی داریم که به سمت آرمان‌های ملی ما پیش می‌رود و آن زمان است که ما می‌توانیم هر موضوعی را در ترازو بگذاریم مثلا ترافیک را هم در ترازو بگذریم، ببینیم آیا با آرزوهای ملی ما تناسب دارد یا ندارد؟! مسلما ترافیک تهران یک ترافیک ملی است و هیچ تناسبی با آرزوهای ملی ما ندارد، اما وقتی سینمایمان را با ترافیک‌مان مقایسه کنیم، می‌بینیم از جهت ملی بودن هر دوی آنها ملی هستند، اما از جهت تناسب داشتن با آرمان‌ها، سینمای ما به آرمان‌های ما نزدیک‌تر است. به هر حال سینمایی که این همه به آن کم لطفی و جفا می‌شود، من فکر می‌کنم همان‌قدر که سینمای در قید حیات است، خیلی جان سختی می‌کند.

متناسب با آرمان‌ها برای سینما سرمایه‌گذاری کنیم

وی معتقد است: سینمایی مطابق با آرمان‌های ما زمانی حاصل می‌شود که ما واقعا متناسب با آرمان‌هایمان به آن هم توجه کنیم و بر روی آن سرمایه گذاری بکنیم. این سرمایه‌گذاری فقط سرمایه‌گذاری مالی نیست بلکه باید برای آن جایگاه قایل باشیم، نه اینکه سینما یک کتک‌خوری باشد که هر وقت ما هرجا مشکلی داریم که نمی‌توانیم آن را حل بکنیم، یک کتکی به سینما بزنیم. بنابراین در این شرایط اگر سینمای ما هنوز نفس می‌کشد به نظرم خیلی هنر می‌کند. ولی سینمای ما نشان داده است که استعداد این را دارد که به آن افق‌ها آرمان‌گرایانه نزدیک بشود.

صنعتی بودن سینما

بهشتی گفت: سینما ما از یک جهتی صنعت است و به نظر می‌آید یکی از پیچیده‌ترین و مستقل‌ترین و موفق‌ترین صنعت‌های کشور ما است و اگر آن را با صنایع دیگر چون فولاد، اتومبیل سازی با هر صنعت دیگری مقایسه کنیم به لحاظ توفیقاتی که داشته است، اصلا کم از آنها نیست، ما تازه از خودرو ملی صحبت می‌کنیم در حالی‌که از خیلی زمان قبل‌تر به صنعت سینمای ملی دست پیدا کردیم. درحالی‌که به وجه صنعتی سینما کمتر توجه کردیم.

کدام صنعت این تعداد تخصص را برای تولید کنار هم دارد؟ در سینما بیش از 70 تخصص کنار هم قرار می‌گیرد این درحالی است که در صنایع دیگر بین 5 ، 6 تا 10 تخصص کنار هم قرار می‌گیرند و در این شرایط این سینما توانسته است روی پای خودش به لحاظ صنعتی بایستد.

وقتی ما از بحران اقتصادی در سینما صحبت می‌کنیم باید توجه داشته باشیم در قیاس با عرصه‌های اقتصادی دیگر که هیچ کدام به سینما شباهتی ندارند. مثلا در سینما هیچ نسبتی بین قیمت تمام شده و بازگشت سرمایه وجود ندارد، و زمانی‌که مخاطب بلیط می‌خرد و می‌رود فیلمی را می‌بیند، هیچ وقت به مخاطب اطلاع داده نمی‌شود که این فیلم یک میلیارد تومان قیمت تمام شده‌اش است و آن فیلم 100 میلیون و مخاطب با یک قیمت بلیط هر دو فیلم را خریداری می‌کند.

کدام کالای اقتصادی را سراغ دارید که چنین وضعی داشته باشد؟! در حالی‌که بین قیمت تمام شده و عرضه‌ هر کالایی نسبتی وجود دارد. این شرایط می‌تواند یک شرایط بسیار متغیر و بحرانی را برای اقتصاد سینما به وجود بیاورد ولی سینما به حیات خودش دارد ادامه می‌دهد. اما در عرصه‌های دیگر با کوچک‌ترین نسیم ناملایمی می‌بینیم که حالشان به هم می‌خورد و راهی بیمارستان می‌شود اما سینما در قید حیات است و جان سختی می‌کند.

وی گفت: قصدم این نیست که بگویم سینما بحران یا مشکلی ندارد، بلکه این سینما مشکلات زیادی دارد اما به لحاظ اقتصادی باید دید که یک مسیر پیچیده‌ای را طی می‌کند و به لحاظ فرهنگی هم همین قصه است یعنی به لحاظ فرهنگی و فنی اگر نگاه بکنید سینما با یک شرایط سخت و پیچیده‌ای مواجه است ولی همچنان در قید حیات است.

ایجاد الگوی مدیریتی شرایط عدم قرنطینه

بهشتی در ادامه‌ی این گفتگو درباره‌ی اینکه در شرایط امروز سینمای ایران، آرزوی اولیه‌ی تاسیس بنیاد فارابی مبنی بر اینکه روزی برسد تا سینمای ایران به‌وجود این بنیاد احتیاجی نداشته باشد، دور از دسترس به نظر می‌رسد، اعتقادش را این‌گونه مطرح کرد: ویژگی یک مدیریت فرهنگی موفق طولانی بودن مدت مدیریت آن است تا بتواند به مقاصد و اهدافی که دارد به طور کامل دست پیدا بکند. درست است که من این شانس را در فارابی داشتم که حدود 11 سال ـ که زمان طولانی هم هست ـ مدیرعامل این موسسه باشم اما برای اینکه سینمای ما بتواند به تمام مقاصدش دست پیدا کند، زمان کمی است.

شاید فرصت طرح خیلی برنامه‌های دیگر باید بوجود می‌آمد، علی الخصوص یکی از زمینه‌های که باید فرصت آن فراهم می‌شد، ایجاد الگوی مدیریتی شرایط عدم قرنطینه فرهنگی بود. وقتی ما به شرایط فرهنگی کشور نگاه می‌کنیم می‌بینیم که به دلیل وضعیت تکنولوژی اطلاع رسانی تقریبا هر چقدر به لحاظ تاریخی دورتر هم برویم همین شرایط است. ولی تا سال 1370 همه‌ی کشورها در وضعیت فرهنگی‌ای بودند که می‌توانستند با اعمال الگوی مدیریت فرهنگی شرایط قرنطینه کشور خودشان را در مقوله فرهنگی مدیریت بکنند، البته منظورم مدیریت در مقیاس ملی است نه مدیریت بنگاهی.

وی افزود: اما از سال 1370 به بعد با تحولات تکنولوژی که اتفاق افتاده اساسا موضوع قرنطینه منتفی شد. در این وضعیت لازم بود که الگوی جدیدی از مدیریت فرهنگی شکل بگیرد که با شرایط عدم قرنطینه متناسب باشد، اما متاسفانه این اتفاق در کشور ما نیفتاد و ما همچنان شاهد هستیم که مدیریت فرهنگی متناسب با شرایط قرنطینه دارد اعمال مدیریت می‌کند و هیچ تجدید نظری در الگوی مدیریتی صورت نگرفته است. وقتی شرایط، شرایط عدم قرنطینه باشد ولی الگوی مدیریتی، الگوی مدیریتی شرایط قرنطینه باشد، این مدیریت، مدیریت کارآمدی نخواهد بود.

بهشتی معتقد است: این مدیریت با این ویژگی در بسیاری از مواقع در مسیر رشد مقولات فرهنگی بیشتر از اینکه یک هموار کننده و بستر ساز باشد به یک مانع و عامل عدم رشد تبدیل می‌شود و این روند می‌تواند فرصت‌های زیادی را از کشور سلب کند. با توجه به همان ثروتی که به عنوان سینما توانستیم کسب کنیم، بعد از انقلاب در طی این سال‌ها در شرایط نبود قرنطینه، فرصت‌های بسیار زیادی در منطقه برای ما فراهم شد که طبعا باید از این فرصت‌ها حداکثر استفاده را می‌کردیم و دایره مخاطبین خودمان را افزایش می‌دادیم و می‌توانستیم در پیشخوان فرهنگی کشورهای دیگر، حضور فعال داشته باشیم و از این فرصت‌ها استفاده بکنیم. اما شرایط جدید بیشتر برای ما به عنوان یک تهدید عمل کرد و بیشتر خسارت دیدیم تا بهره ببریم. این در شرایطی بود که در قیاس با تمام کشورهای که در منطقه ما هستند، ما تنها کشور بودیم که بنیه‌ی فرهنگی، صنعتی و اقتصادی این را داشتیم که بتوانیم از این فضای جدید پدید آمده به مثابه یک فرصت بهره‌مند شویم، اما حاصلش این شد که سینمای ما گرفتار مسایل روزمره ‌شد و خودش هم نسبت به وضعیت عمومی که برایش پدید آمده توجه نکرد.

وی درعین حال تاکید کرد: مدیریت فرهنگی، با قصد و غرض اینگونه رفتار نکرده است، بلکه فقط به دلیل این‌که الگوی مدیریتی‌اش را تغییر نمی‌دهد، بیشتر به مثابه یک مانع عمل می‌کند و دست‌اندرکاران سینما نیز به این روند کمک می‌کنند.

ما اگر به اهداف کلی و کلان کشور مثلا به چشم‌انداز بیست ساله توجه کنیم، برای رسیدن به این چشم‌انداز، یکی از امکانات فوق العاده ارزشمندی که در کشورمان داریم، یک گذشته درخشان و ثروت گران قیمت در زمینه سینما است که می‌توانیم از آن بهره‌مند شویم تا این‌که شرایط را هموارتر کنیم.

فراغت از مدیرعاملی فارابی و در مقیاس کلان به سینما خدمت کردن

بهشتی در بخشی از گفتگویی که با ایسنا داشت درباره‌ی عدم حضور مستقیم‌تر در عرصه‌ی سینما طی سال‌های اخیر گفت: هیچ وقت حضوری غیر از مدیریت کلان در سینما نداشتم و هیچ وقت مصلحت خودم را در این نمی‌دیدم که وقتی از سینما خارج شدم بیایم مثلا یک شرکت فیلم سازی راه بیندازیم و بروم فیلم بسازم. نه مصلحت خودم و نه مصلحت سینما می‌دیدم که وارد این حوزه بشوم، چون فکر می‌کردم درهمان مقیاس کلان شاید بتوانم خدمات بیشتری به سینمای ایران بکنم، بنابراین با یکسری از دوستان علاقمند شدیم بنیاد حمایت از سینمای ملی ایران را تشکیل بدهیم.

جمع تشکیل‌دهنده‌ی بنیاد نتوانستند وقت زیادی بگذارند

امیدوارم دفاع از سینمای ملی برایشان اولویت پیدا کرده باشد

وی درپاسخ به اینکه چرا بنیاد رسما تاکنون شکل نگرفته است، افزود: بر سر شروع کارش مشکلاتی بوجود آمده است که امیدواریم این مشکلات مرتفع شود و دوباره این بنیاد فعال شود تا حقیقتا در ماموریت اصلی که برای خودش پیش بینی کرده، بتواند نقش آفرینی کند. که موضوع آن حمایت عمومی از سینمای ملی ایران بود و در حقیقت یک حفاظت و حراست از منفعت ملی به عنوان سینمای ایران بود.

وی درباره‌ی مشکلاتی که بر سر راه شکل‌گیری این بنیاد بوجود آمده به ایسنا گفت: فکر می‌کنم جمعی که با هم جمع شده بودیم، نمی‌توانستند در آن دوره وقت زیادی بگذارند، امیدوارم که کم‌کم به یک سن و سالی رسیده باشند که برایشان دفاع از سینمای ملی ایران اولویت پیدا کرده باشد که در آن مقطع قطعا این بنیاد فعال خواهد شد.

بهشتی در پایان درباره‌ی زمان تاسیس این بنیاد تاکید کرد: هر زمان که این اتفاقاتی که اشاره کردم بیفتد، بنیاد حمایت از سینمای ملی ایران شکل خواهد گرفت. به هر حال همیشه ضرورت اینکه از سینمای ملی ایران حمایت بشود وجود دارد، اما اگر ما نتوانستیم هر کسی بتواند از سینمای ملی ایران حمایت کند به نظرم یک خدمت ملی کرده است.

 

خبرگزاری ایسنا. 1386/06/21

پست های مرتبط

درباره سینمای دهه شصت
گوش به این حرف‌ها ندهید!
حبس 20 ساله یک ثروت
گفتگو درباره سینمای دهه ۶۰ به بهانه انتشار کتاب «گفتگوهای سینمایی»
سینمای ما به عنوان یک نوع مکتب رسمیت یافته است
فیلم‌ساز انقلابی حتما بدهکار است نه طلبکار!
مدیریت در سال‌های پس از سرگیجه
مدیریت در سال‌های پس از سرگیجه
در باب سینمای دینی
در باب سینمای دینی
آنها اهل تفرقه‌اند ما اهل وفاق بودیم
اندکی صبر...
اندکی صبر…
سینمای اخلاقی همان سینمای دینی است
دیروز و امروز سینمای کودک و نوجوان
دیروز و امروز سینمای کودک و نوجوان
سینماى ایران پس از سرگیجه، پوست ترکاند!
تولد سینمای ایران در جنگ
تولد سینمای ایران در جنگ
تاریخچه حضور بین‌المللی سینمای پس از انقلاب
تاریخچه حضور بین‌المللی سینمای پس از انقلاب
سینما باید تبدیل به یک نهاد مدنی شود
معماری سینما، بنّایی سینما
مانمی‌توانیم مخالف تابستان باشیم
مانمی‌توانیم مخالف تابستان باشیم
فکر تأسیس خانه سینما
فکر تأسیس خانه سینما
بی‌حاصلی کاشتن بذرهای فرهنگی در زمین بایر
بی‌حاصلی کاشتن بذرهای فرهنگی در زمین بایر