دعوت به شکیبایی

هنگامی که شهر در حال روشن شدن است، مدیریت در ملا عام امری ضروری بوده و دیگر فعالیت مدیران کاردان و سختکوش و خیرخواه پشت درهای بسته پذیرفتنی نیست. در نتیجه ایرادجویی از رفتارهای متوجه وجهه شهردار و ارتباط دادن آن به سوءمدیریت نیز منصفانه به نظر نمی‌رسد.
1397/09/15

به بهانه انتقاد از دوچرخه سواری شهردار جدید تهران

 

اکثر لغت‌نامه‌های فارسی «تزویر» را معادل آراستن و بر پای داشتن و نیکو گردانیدن چیزی آورده‌اند و در یک حالت خاص هم از مکر و فریب کردن و آراستن دروغ یاد کرده‌اند. تا جاییکه در میان خوشنویسان تزویر به حسن مترادف است با تقلید شاگرد از خط خوش استادی بزرگ برای تربیت سلیقه و دید خود.

خصلت‌های تهران به مثابه مهم‌ترین کانون مولد فرهنگی در ایران اقتضا می‌کند که شهردارش در زمره معاریف کشور قرار بگیرد. معاریف با رجال یا مشاهیر تفاوت دارد. مشاهیر در میان عموم از شهرت برخوردارند اما صلاحیت ورود به عرصه مدیریت را ندارند. همچنین رجال در تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری‌های بزرگ سهیمند اما سرشناس نیستند. اما معاریف هم در مدیریت کشور دخیلند و هم به اعتبار معرفه بودن در میان مردم، هر حرکت و سخن ایشان به سان سنگی در برکه بخش قابل توجهی از سطح جامعه را متاثر می‌سازد.

با این حساب از یک بازیگر یا ورزشکار معروف انتظار می‌رود از خود وجهه‌ای پاس‌دار ارزش‌های محیط زیستی، اخلاقی، اجتماعی و … بروز دهد. از وزیر یا نماینده مجلس نیز انتظار می‌رود با تدبیر و سنجیدگی در به ثمر رسیدن تصمیمات مفید نقش ایفا کند ولی گرفتن وجهه تبلیغاتی بازتاب چندانی ندارد. اما برای معدودی مقام‌ها مثل رییس جمهور یا شهردار تهران «تزویر» یک ضرورت است. یعنی علاوه بر مدیریت مدبرانه، باید حواس خویش را به وجهه خود نیز جمع سازد. زیرا از طرفی به عنوان نماینده یک ملت یا شهر در مجامع مختلف حاضر می‌شود و از طرف دیگر وظیفه مربی‌گری اهل آن شهر و کشور را داراست و مسئولیت سنگینی در باب نمایش ظاهری و آداب‌دانی و شعور بر شانه می‌کشد.

به این اعتبار بروز رفتارهای جالب توجه عموم نه تنها برای یک شهردار مناهی و منکر نیست بلکه مستحسن هم هست. در واقع اشکال آنجا ایجاد می‌شود که چنین مقامی تنها به دروغ‌آرایی بپردازد و ضعف‌های خود را با عوام‌فریبی پوشش دهد. «تزویر» مسئله‌ای بسیار مهم است که مدتی است در جامعه ما به دلیل ظهور تعدادی مزوّر به دروغ، این جنبه اصولا مذموم تلقی و مغفول واقع شده است، و کسی که باید حتما نسبت به صورت ظاهر و رفتارهای خود حساس باشد نیز با چوب پوپولیست و ظاهرباز و … تنبیه شود.

بدیهی است که وجهه شهردار از نخستین روز کاری به چشم می‌آید و خودداری از اظهار نظر درباره آن دشوار است اما هنوز برای قضاوت درباره کارنامه اجرایی و مدیریتی شهردار تازه تهران خیلی زود است. بسیاری از تصمیم‌گیری‌های امروز شهرداران، پیامدهای خود را سال‌ها پس از کنار رفتن آنها آشکار می‌سازد. ضمن آنکه تهران در حال پوست انداختن و گذار به مرحله‌ای نوین از تجربه مدنی خود است و چه بسا شاید آقای پیروز حناچی جز معدود گزینه‌هایی است که بر این تحول اشراف داشته و می‌تواند شهردار خوبی برای این وضعیت از شهر باشد؛ شهری که از یک سو بر اثر نسیان فراگیر و رفتارهای سوداگرانه چند دهه اخیر به ورطه بحران‌هایی جدی مثل آلودگی هوا درافتاده است و از سوی دیگر جامعه مدنی آن در یک دهه اخیر هوشیاری نسبی یافته و تقاضای حل و فصل مدبرانه مشکلات را دارد. به همین دلیل اکنون سکنات شهردار تهران آشکارا به چشم همگان می‌آید.

هنگامی که شهر در حال روشن شدن است، مدیریت در ملا عام امری ضروری بوده و دیگر فعالیت مدیران کاردان و سختکوش و خیرخواه پشت درهای بسته پذیرفتنی نیست. در نتیجه ایرادجویی از رفتارهای متوجه وجهه شهردار و ارتباط دادن آن به سوءمدیریت نیز منصفانه به نظر نمی‌رسد.

روزنامه اعتماد، ۱۵ آذر ۱۳۹۷.

پست های مرتبط

من انتخاب می‌کنم پس هستم!
سامانه عصبی جامعه فعال شده است
تهران به مثابۀ کاغذ باطله!
بوی بهبود ز اوضاع جهان می‌شنوم
توقف بیجا رونق کسب است
چرخ را هر لحظه باید اختراع کرد
هیچ نامی بی‌حقیقت دیده‌ای؟
واحد پول ملی و صفرهای مزاحم
شناخت در تاریکی یا شناخت در روشنایی
جای ما در جهان اولین جنگ جهانی
راستگویی هم کافی نیست
قائمیت به ذات
دربارۀ امید
«کاری» باید کرد
حلوا برای زنده‌ها
مدیریت نسیان
واقعیتی که همۀ رسانه‌ها پنهان می‌کنند
جدال با واقعیت
پرسه زدن: وقت‌کُشی یا وقت‌شناسی
برهان قاطعِ مظلومیت