معماری دستکند

از ویژگیهای دیگر ایران، نشستن بر تلاقیگاه کمربند بیابانی و کمربند کوهستانی است. جایی که دامنههای پرشیبش سد بسط حیات است و در نواحی پست آن کمبود آب و شوری خاک زراعت را دشوار میکند.
شرح احوال صندلی

صندلی با «جایی» شدن در رقابت تنگاتنگی با فرش قرار گرفته بود. بر روی زمین زندگی «مکان» زیاد است ولی هر مکانی «جا» نیست. جا، مکانِ شریف است. فرش مکان را از «ناکجایی» در میآورد و «جایی» میکرد.
پیرامون شعار ایکوفوم در همایش «موزه و تقدس»

تن از بر تو غایب و دل با تو در حضور موزه زاییدۀ دنیای مدرن است و ایجاد شده تا مسیر تکامل بشر مدرن را بواسطه نگاهداری از شواهد نفیس و نادر نمایش دهد. اما این پدیده نو، در واقع نامی کهن و خاستگاهی اساطیری دارد. واژه موزه از «موزیون»[2] یونانی مشتق شده که […]
بازگشت سرباز پارسی از اسارت

در آنجا چیست که ما را تحتتأثیر قرار میدهد؛ ظرافت و نفاست نقوش سنگنگارهها؟ تصور دبدبه و کبکبۀ امپراطوری هخامنشی؟ پیشرفتگی فناوری آن عصر؟ مسلما همۀ اینها ولی نه دقیقا هیچکدامشان.
راستگویی هم کافی نیست

اربعین سال ۵۷ بزرگترین راهپیمایی ضد رژیم بود. در آن ایام از وقایع انقلاب عکاسی میکردم و آن روز حوالی میدان انقلاب رفته بودم. در تقاطع خیابان آزادی و بهزاد، سمت جنوب، ساختمان ده طبقۀ نیمهسازی بود که پشت بامش اشراف خوبی تا عمق خیابانهای اطراف داشت. به همین مناسبت هم در پشتبام ازدحامی شده بود.
در سوگ فاجعه تروریستی اهواز

ایران جایی غریب است. زیرا حداقل در طول دو سده اخیر بارها شاهد تلاش قدرتهایی بودهایم که تلاش کردند ایران پاره پاره شود اما نشد آن بلایی که بر سر شام و شبه جزیره عربستان و آفریقا و شرق آسیا آمد بر دل ایران هم فرود بیاورند.
سینمای ما باید به فردوسی تأسی کند

چرا قصه لیلی و مجنون مدام نوشته و نو میشود؟ این قصه که قبلاً یکبار گفته شده است! زیرا جامعه نیاز دارد که این قصه در شرایط جدید، در اندازهها و در محیط خود دوباره نو شود. مثل درختی که باید برگهایش در پاییز بریزد و در بهار دوباره جوانه بزند.
قائمیت به ذات

زمینهسازها و زمانهسازها قبیلهای کوچک با تأثیراتی پردامنهاند؛ آنان پرکار و متواضعاند و «دیگران» را به رسمیت میشناسند و برای همین میتوانند شرایطی صلحآمیز برای عرض اندام بقیه فراهم کنند. قائم به ذات هستند و برای کارهای بزرگ معطل چیزی و کسی نمیمانند.
کودک و میراث فرهنگی

زبان یکی از مهمترین سطوح تماس با فرهنگ و دریافت آن است. البته بسیارند مظاهر فرهنگی که سرشتی زبانی دارند، لیکن مهمترین این مظاهر در انتقال فرهنگ خودِ زبان است. فرهنگ از مجاری آموزش زبان، خصوصا در بدو کودکی و از طریق مادر به فرزند منتقل میشود. آموختن زبان در کودکی رسمی و تحصیلی نیست؛ بلکه ناخودآگاه و در خلال جریان طبیعی زندگی است.
دربارۀ «آقای بازیگر»

اما چرا شد عزت سینمای ایران؛ چون با مناعت طبع عرصۀ هنر را پیمود. با اینکه رقیقالقلب بود و «نه» گفتن برایش دشوار بود ولی به خیلی کسان و جاها «نه» گفت. آنقدر حاضر نشد که خود را چون کالا، کف بازار هنر عرضه کند و به سیم و زری بفروشد که چون سکهای تمامعیار عزیز و گرانقدر شد تا بدانجا که حضور او در فیلم و یا حمایتش از اثری معیاری بود که فیلم و فیلمنامه و کارگردان لایق را بازشناسیم.