تأملی در مفهوم و جایگاه مدیریت شهری

مدیریت شهری باید به این باور برسد که «ساختن شهر» به معنی وسعت بخشیدن به فعالیتهای عمرانی و تدارک هرچه بیشتر زیرساختهای شهری نیست بلکه به معنی تدارک فضای لازم برای ظهور و ایفای نقش اهل شهر است چراکه این اهل شهرند که شهر را میسازند.
زیرزمینهای تهران

در سنتِ معماریِ ایرانی همهجانبهنگری اصلی بدونِ استثناست. معماران تلاش میکردند با یک تیر همۀ نشانهها را هدف قرار دهند و کارشان را از همه وجوه معنادار کنند. به این اعتبار زیرزمین نیز به مثابهِ یک عنصرِ ساختمانی عملکردهای مختلفی داشته، و پاسخهایی به اقتضائاتِ محیط طبیعی میداده است.
چشم فروبستن به وقت دیدن و دیدن به وقت نادیدن

کار عکاسها بسیار سخت است زیرا باید به تربیت نفس بپردازند تا چشمشان نبیند آنچه نباید تا ببیند آنچه باید. اگر قرار است عکس عکاس مثل کلام سعدی دلنشین باشد باید به سطحی رسیده باشد که توانایی گزینش دیدنی را در مقابل همۀ نادیدنیها کسب کند.
باستانشناسی سطلهای زباله

از دیگر ویژگیهای مواد فرهنگی موجود در هر لایه تاریخی این است که در آن لایه تاریخی افتادهاند یعنی گذاشته نشدهاند. تفاوت این دو این است که اولی از روی بیارادگی است و دومی ارادی. در بیارادگی خطا و اغراق و حب و بغض وجود ندارد و در افعال ارادی میتواند همه اینها وجود داشته باشد.
صد چه امتیازی بر اعداد دیگر دارد؟

سرزمین ما ایران، به شهادت دانایان، در صدمین سال تولد همه هنرها، در هر زمان که بوده، سهمی در تحقق و اعتلای آن داشته است. در قلمروی سینما، این هنر نوظهور نیز ما بالاخره در آخرین دهه، در فتح قلمروهای تازه نقش شایسته خود را ایفا کردیم.
هرآنچه اقتصادی است حتما زیباست

دریغ که آنچه بازار، زیبایی میخوانَدَش و گاه بر روی آن قیمتهای کلان میگزارد زیبایی نیست. زیبایی به چنین معاملهای تن نمیدهد. زیبایی از غایتی که برای آن پدید آمده جدا نمیشود. پس آنچه بازار به جای زیبایی عرضه میکند چیست؟
دربارهیِ منوچهر عسگرینسب

در بدو ورودم به صداوسیما صمیمیتی با هم یافتیم. تازهوارد بودم و در جستجوی چهرۀ آشنایی او را یافتم و اسباب آشناییام با چموخمهای فضای جدید همو بود. به تدریج این مراوده از تلویزیون به سینما کشیده شد. اوایل سال ۱۳۶۲، وقتی تلویزیون را به قصد سینما ترک کردم ارتباطم با او قطع نشد. او هم مایل بود که تجربیات حرفهای در سینما را شروع کند و به همین بهانه با بنیاد فارابی رفت و آمد داشت.
اخلاق در هنر

اگر ما در نسبت اخلاق و هنر درگذشته تأمل کنیم، متوجه میشویم که پرداختن به یک حرفه تبدیل به مسیر تربیت و سلوک شخص میشد. توجه داشته باشید که وقتی در عالم سنت، صحبت از تربیت میشود دو کیفیت از تربیت همیشه منظور بود؛ کیفیتی که میتوان «تأدیب» نامید.
«از پیش چشم گذراندن» یا «دیدن»

مدتی است که دوباره شهر عرصۀ وقوف و تماشا شده. ما دوباره بیناییمان را به دست آوردهایم. حتی عکسهایی که در فضای مجازی اطرافیانمان منتشر میشود حکایت میکند که شهر دوباره به پسزمینۀ تصاویر برگشته؛ ما زیباییهای شهر را میبینیم و بهترین شاهدش این است که میل داریم روی پل طبیعت، با منظرۀ البرز و در کوچه و پسکوچههای قدیمی عکس بگیریم.
توقف بیجا رونق کسب است

آنچیزی که سبب میشود این چرخۀ «دو سر زیان» تداوم یابد، بیوقفگیِ آن است. در این روند، هر خسارتی با خسارت بعدی از یاد میرود و فراموشی مهمترین سوختی است که تنور چنین معاملاتی را داغ نگه میدارد. فروشنده با پولی که دریافت میکند، خسارتِ خریدِ کالاهای قبلی را جبران و زیانکاری را فراموش میکند.