فیلم‌ساز انقلابی حتما بدهکار است نه طلبکار!

خیلی‌ها در خصوص مدیریت دهه 60 سینما حرف می‌زنند. مدیریت آن دوران منتقدان و موافقان سرسختی دارد ولی برایم جالب است که هیچ کس در خصوص مدیریت های دهه 70 و 80 تا این میزان حرف نمی‌زند و اصلا مدیریت های این دو دهه نه موافق دارد و نه مخالف اما به نظرم تامل در صحبت‌هایی که پیرامون مدیریت دهه 60 می‌زنند بسیار مهم است.
1393/07/01

محمد صادق شایسته: کسی که 10 سال مدیریت مهم‌ترین بنیاد سینمایی کشور را در سخت‌ترین شرایط بر عهده داشته باشد بسیار بیشتر از یک صفحه روزنامه حرف برای شنیدن دارد اما بهانه ما برای گفت‌وگو با سیدمحمد بهشتی در آغاز هفته دفاع مقدس تنها بازگشتی کوتاه و گذری به دوران دفاع مقدس و سینمای آن دوران بود. احیای سینمای ایران پس از انقلاب با پا گرفتن بنیاد سینمایی در سال 62 پا گرفت. در همان سال‌هایی که کشور درگیر مشکلات فراوان ناشی از جنگ تحمیلی در بخش‌های مختلف بود، سینما با حضور دو مدیر به نام‌های بهشتی و انوار کار خودش را خیلی جدی‌تر از پیش ادامه داد. تولیدات سینما افزایش پیدا کرد و فعالیت‌ها در این زمینه بیشتر و بیشتر شد اما این بیشتر شدن‌ها در شرایطی بود که علی‌الظاهر نباید با توجه به شرایط آن دوره شروع یا ادامه پیدا می‌کرد. اما این اتفاق افتاد و سینما مسیر خود را تا حدود زیادی در نظام جمهوری اسلامی پیدا کرد. این اتفاق چگونه افتاد همان سوالی است ما با طرح آن به سراغ سیدمحمد بهشتی، مدیر فارابی در دهه 60 رفتیم. سوالی که در ادامه به بحث سینمای دفاع مقدس، داستان اتاق‌های معروف انوار و بهشتی و تشریح شرایط کارگردانانی که می‌توانند یک فیلم دفاع مقدسی بسازند هم کشیده شد. نمود عینی کاری که ما در فارابی کردیم فیلم‌هایی است که ساخته شده است. امثال آقای حاتمی‌کیا یا مرحوم ملاقلی پور نخستین فیلم‌های‌شان را در حوزه هنری نساختند بلکه با حمایت فارابی کارشان را در سینما آغاز کردند. این گونه نبود که حوزه هنری انحصارا در این زمینه‌ها فیلم بسازد. بسیاری از فیلم‌سازان بهترین فیلم‌های خود را زمانی ساختند که از حوزه هنری بیرون آمده بودند. این دعوا از صدر اسلام هم وجود داشته است. یک عده بودند که زودتر مسلمان شدند و یک عده دیرتر. عده‌یی که زودتر مسلمان شده بودند انگ تازه مسلمانی به دسته دوم می‌زدند ولی یادتان باشد که نزد پیغمبر اسلام(ص) این مساله هیچ وقت ارزش محسوب نمی‌شد. در این بحث هم ممکن است کسی در جبهه هم حضور داشته ولی اهلیت ندارد و برعکس آن هم وجود دارد.

در بحث مدیریت سینمایی دهه 60 موافقان و منتقدان روی یک نکته مثبت اتفاق نظر دارند. آن هم اینکه در آن شرایط سخت و کمبودهای مختلف کشور در زمان جنگ سینمای ایران از لحاظ امکانات و تجهیزات برای ساخت فیلم دچار کمبود شدیدی که باعث زمین‌گیر شدنش شود، نبود. در حالی که آن دوره در بسیاری از بخش‌های دیگر ما با کمبودهای بزرگی مواجه شدیم. مدیریت سینما و به خصوص مدیریت فارابی چه کرد که سینما نه تنها زمینگیر نشد بلکه از لحاظ کمیتی هم (فارغ از کیفیت) به اندازه قابل قبولی در سال تولید فیلم وجود داشت. نخست اینکه فعال شدن و راه افتادن سینما برای خود ما خیلی اهمیت داشت. به همین دلیل سعی کردیم شرایط رو به راه شدن سینما را به صورت همه جانبه فراهم کنیم. با توجه به شرایط آن دوران سر پا کردن و نگاه داشتن سینما کار بسیار سختی بود چرا که بخشی از نیازهای سینما خارجی بود و باید ترتیبی اتخاذ می کردیم که دولت وقت بپذیرد که بودجه و ارز سینما را تامین کند. با گفت‌وگوهایی که انجام دادیم دولت این پشتیبانی را به عهده گرفت. البته آن منابع مالی خیلی زیاد نبود چرا که در دوران جنگ دولت اولویت‌های بسیار جدی‌تری داشت. تلاش ما این بود که کاری کنیم توجه دولت به سینما همان اندازه باشد که برای ما مهم است. دوم اینکه تمام اهالی سینما هم پا به پای بدنه مدیریتی تلاش کردند تا با خلاقیت‌های بی شمار و صرفه‌جویی فوق العاده در مصرف مواد اولیه و امکانات و تجهیزات، سینما بتواند کارش را ادامه دهد. سینماگران به خوبی شرایط ما و کشور را درک می‌کردند و این بسیار مهم بود. به خاطر دارم بعضی سال‌ها فیلم‌سازان تنها با 70 حلقه نگاتیو فیلم خود را می‌ساختند. چیزی که این روزها به نظر بسیاری شاید یک شوخی باشد، آن زمان اتفاق می‌افتاد. خلاصه اینکه دغدغه و هم‌افزایی مشترک مدیریت و سینماگران برای حفظ و تثبیت سینما در شرایط جنگی مهم ترین دلیل سرپا ماندن سینما در آن دوران بود.

 

با توجه به اینکه ما در زمان جنگ دچار تحریم‌های فراوانی شده بودیم آیا در خصوص تامین مایحتاج سینما هم فارابی مجبور به واسطه‌گری یا خرید مواد اولیه از طریق لابی با کشور سوم می‌شد؟ اصلا فارابی از چه طریقی نیازهای خود را تامین می کرد؟

خوشبختانه مواد خام یا تجهیزات سینمایی مثل اسلحه یا تجهیزات نظامی مشمول تحریم ها نشده بود. پس ما از جهت خرید مشکلی نداشتیم. موضع مشکل ساز آنجا بود که ساز و کار مدیریتی سینمایی قبل از انقلاب اسلامی کاملامتلاشی شده بود. به این معنی که اصلاچیزی به نام بخش خصوصی که بتواند نگاتیو وارد کند نداشتیم. به همین دلیل ما تلاش کردیم تمام فعالیت های بازرگانی را با تمرکز در فارابی پیش ببریم. در حقیقت در آن دوران فقط فارابی بود که مواد خام و تجهیزات مورد نیاز را مستقیما خریداری و وارد می‌کرد. سپس به قیمت تمام شده در اختیار سینماگران قرار می‌داد. البته چون متمرکز بودیم و رقیب نداشتیم، وقتی با طرف خارجی وارد مذاکره برای خرید نیازهایمان می شدیم، آنها رقیبی برای ما در داخل نمی‌دیدند که بخواهند قیمت ها را بالا ببرند یا شرایط را سخت کنند. انحصاری عمل کردن ما موجب شده بود قدرت خریدمان بالاتر برود.

این انحصاری کردن واردات مواد اولیه و تجهیزات سینمایی عامدانه صورت پذیرفت؟

نه. در آن مقطع کس دیگری برای انجام این کار وجود نداشت.

با این حال منتقدان مدیریت شما در دهه 60 اصرار دارند که شما عامدانه فضایی انحصاری را ایجاد کردید که رقیب نداشته باشید. اما این حرف شما یعنی اگر فارابی نبود و برای ورود تجهیزات و مواد اولیه به شکل انحصاری وارد عمل نمی‌شد سینما نمی‌توانست در آن مقطع پا بگیرد و جلو برود؟

به هیچ عنوان نمی‌توانست. به دلایل مختلف هم این نکته را عرض می‌کنم اما همان‌گونه که گفتم مهم‌ترین نکته‌اش این است که اصلا تشکیلاتی وجود نداشت تا نیازهای اولیه سینما را تامین کند.

شما در یکی از مصاحبه‌هایتان در همان ابتدایی که وارد فارابی شده بودید گفتید: «یکسری امکاناتی در اختیار داریم که می‌توانیم برای تولید فیلم کمک کنیم، به طور طبیعی هر   فیلم‌سازی که به سیاست‌های هدایتی امور سینمایی وزارت ارشاد نزدیک باشد از این امکانات بیشتر برخوردار خواهد بود و اگر نخواست کسی جلوی کارش را نمی‌گیرد» با توجه به اینکه به قول خودتان فارابی انحصاری مواد اولیه سینمای ایران را تامین می‌کرد خیلی از منتقدان شما معتقدند این مساله نوعی اهرم فشار برای مقابله با کسانی بود که با سیاست‌های هدایتی شما در آن مقطع همراه نشدند.

خیلی‌ها در خصوص مدیریت دهه 60 سینما حرف می‌زنند. مدیریت آن دوران منتقدان و موافقان سرسختی دارد ولی برایم جالب است که هیچ کس در خصوص مدیریت های دهه 70 و 80 تا این میزان حرف نمی‌زند و اصلا مدیریت های این دو دهه نه موافق دارد و نه مخالف اما به نظرم تامل در صحبت‌هایی که پیرامون مدیریت دهه 60 می‌زنند بسیار مهم است. آن زمان ما این امکانات را به شکل وام در اختیار فیلم‌هایی قرار می‌دادیم که در راستای آن سیاست‌ها بودند ولی دیگران می‌توانستند بیایند پول بدهند و از ما تجهیزات و مواد مورد نیازشان را بدون هیچ محدودیت و مشکلی بخرند. شاهد این ماجرا چیست؟ فیلم‌هایی که در آن سال‌ها ساخته شده‌اند. مگر تمام فیلم‌هایی که در آن سال‌ها ساخته شده موافق و هم جهت با سیاست‌های وزارت ارشاد و فارابی در آن زمان بوده است؟ آنها با کدام امکانات فیلم خود را ساخته اند؟ فیلم‌هایشان با کدام مواد اولیه چاپ و تکثیر شده و برای اکران در اختیار سالن‌های سینما قرار گرفته؟ همه این امکانات از طریق فارابی در اختیار فیلم‌سازان قرار می‌گرفته چون کس دیگری در این زمینه فعال نبوده، اما باز هم می‌گویم ما به فیلم‌هایی که احساس می‌کردیم فیلمنامه بهتری دارند و همسو با سیاست‌های آن دوران ارشاد و فارابی هستند وام‌هایی می‌دادیم که پس از ساخت فیلم و از محل فروش آن در اکران وامی را که داده بودیم پس می‌گرفتیم.

با توجه به اینکه هفته دفاع مقدس است کمی هم به بحث این ژانر سینمایی بپردازیم. سال 63 شما در یک گفت‌وگو نسبت به برخی فیلم‌سازان این حوزه معترض بودید. در آن گفت وگو شما تاکید کردید یک عده شور و علاقه زیادی به ساخت فیلم‌های انقلابی و جنگی دارند اما سینما هنر پیچیده‌یی است و علاوه بر شور و شوق باید سواد و هنر   فیلم‌سازی هم در آدم‌ها وجود داشته باشد و معتقد بودید یک نسل  فیلم‌ساز باید در این زمینه‌ها تربیت شود. شما در دوره مدیریت فارابی برای تربیت چنین نسلی چه کار کردید؟ به هر حال بسیاری از کارگردانان نسل اول انقلاب که فیلم‌های تاثیرگذاری در این زمینه ساخته‌اند مستقیم و غیر مستقیم خود را وامدار حوزه هنری می‌دانند تا فارابی!

نمود عینی کاری که ما در فارابی کردیم فیلم‌هایی است که ساخته شده است. امثال آقای حاتمی کیا یا مرحوم ملاقلی‌پور نخستین فیلم‌هایشان را در حوزه هنری نساختند بلکه با حمایت فارابی کارشان را در سینما آغاز کردند. این گونه نبود که حوزه هنری انحصارا در این زمینه‌ها فیلم بسازد. اتفاقا نکته جالب اینجاست که بسیاری از فیلم‌سازان بهترین فیلم‌های خود را زمانی ساختند که از حوزه هنری بیرون آمده بودند. ضمن اینکه بخش اعظمی از فیلم‌های جنگی با حمایت مرکز سینمای تجربی ساخته شدند، سینمای تجربی هم متعلق به بدنه دولتی سینما بود و اصلاربطی به حوزه هنری نداشت.

یعنی شما معتقدید سهم فارابی در زمینه سینمای دفاع مقدس بیشتر از حوزه هنری بوده است؟

قطعا بیشترین سهم را دارد. البته نه فقط فارابی بلکه مجموعه زیر مجموعه‌های سینمایی وزارت ارشاد که زیر مجموعه دولت بودند.

نکته جالبی که در خصوص سینمای دفاع مقدس وجود دارد اینکه به شهادت تعداد عنوان فیلم‌های مهم و ماندگار سینمای دفاع مقدس، کارنامه این ژانر سینمایی پس از پایان جنگ پربارتر از خود دوران جنگ است و جالب‌تر اینکه بسیاری از کارگردانانی که در بحبوحه جنگ فیلم ساختند، بعد از پایان جنگ یا در همان زمان کلا از سینما محو شدند و هیچ اثری از آنها نیست. چرا بسیاری از آنهایی که در آن مقطع از فارابی بودجه و امکانات می‌گرفتند تا فیلم بسازند، نتوانستند در سینما باقی بمانند و فقط تعداد بسیار اندکی کارگردان از آن دوران هنوز مشغول فعالیت هستند؟

اولا ضرورتا این گونه نیست که تعداد فیلم‌های ماندگار پس از جنگ در این زمینه بیشتر باشد. ما فیلم‌های مهمی هم در همان سال‌های جنگ داریم. ثانیا یکی از کارهایی که ما در آن مقطع انجام دادیم، این بود که درهای ورودی به سینما را کاملا باز کردیم، هر سال ما چندین  فیلم‌ساز داشتیم که فیلم‌های اول خود را می‌ساختند و بعد به طور طبیعی در خروجی سینما را هم باز کردیم. خیلی‌ها نخستین فیلمی که ساختند آخرین فیلم شان بود یا فیلم دوم‌شان را ساختند و بعد صحنه را برای همیشه ترک کردند. ما گردش مناسبی در سینما ایجاد کردیم تا نتیجه خود فیلم‌ها باعث شوند کارگردانی در صحنه بماند یا برود. البته این فقط در خصوص سینمای جنگ نیست و در همه ژانرها این اتفاق رخ داد.

ولی کارنامه فیلم‌های مهم و ماندگار سینمای اجتماعی در آن مقطع بسیار پربارتر است!

بگذارید یک نکته مهم را بگویم. ما از ابتدا با این مساله که سینمای جنگ و دفاع مقدس تبدیل به یک امامزاده شود که بخواهیم مدام به آن دخیل ببندیم، مخالف بودیم. این تفکر که ژانر دفاع مقدس یک امر مقدسی است و باقی ژانرهای سینمایی امر نامقدسی هستند، نادرست است. ما معتقد بودیم در همه ژانرهای سینمایی اعم از اجتماعی، کمدی و کودک باید فیلم ساخته شود و هر کدام ارزش و جایگاه خودشان را دارند، به قول معروف سینما سفره مرتضی علی است و همه جور فیلم باید در سینما وجود داشته باشد ولی متاسفانه یک عده این ژانر را به یک پرچم مقدس و یک امامزاده تبدیل و این تفکر را ترویج کردند که فقط ژانر سینمای دفاع مقدس است که اهمیت دارد و باقی ژانرهای سینمایی هیچ اهمیتی ندارند. این تفکر که متاسفانه هنوز هم یک عده به آن اعتقاد دارند تفکر نادرستی است. حتی در سایه حرف‌های شما هم این را می‌توان استنباط کرد که انگار سینمای دفاع مقدس، مقدس است، اشتباه نکنید، دفاع ما مقدس بود وگرنه ژانر دفاع مقدس در سینما یک ژانر سینمایی است مثل همه ژانرهای دیگر، همین، و بیش از این هم نیست!

خب از سینمای دفاع مقدس چقدر و چگونه باید انتظار داشت؟

تنها انتظاری که می‌توان از سینمای دفاع مقدس داشت، این است که اولا فیلم‌های این ژانر را کسانی بسازند که اهلیت داشته باشند و ثانیا آدم‌هایی در این زمینه فیلم بسازند که توانایی ساخت فیلم خوب را داشته باشند.

«اهلیت داشتن» ترکیب تاویل پذیری است. منظور شما از اهلیت چیست؟

یعنی با مقوله جنگ و دفاع مقدس آشنا باشند!   فیلم‌سازی که از جنگ شناختی ندارد، از مناسبات و شرایط جبهه درکی ندارد و حتی تعلق خاطر و علاقه‌یی به این مقوله ندارد نباید در این زمینه فیلم بسازد. منظور از اهلیت این است!

ولی این سوءتفاهم فعلی سینمای دفاع مقدس است. بسیاری از دوستان آن دوره اعتقاد دارند آنها حق و سهم بیشتری در سینمای دفاع مقدس و برای ساخت فیلم‌هایی در این زمینه دارند چون جنگ رفته اند، فضای جبهه را تجربه کرده‌اند و چون مستقیما با این مقوله ارتباط داشته‌اند بهتر از دیگران می‌توانند در این زمینه فیلم بسازند.

این دعوا از صدر اسلام هم وجود داشته است. یک عده بودند که زودتر مسلمان شدند و یک عده دیرتر. عده‌یی که زودتر مسلمان شده بودند انگ تازه مسلمانی به دسته دوم می‌زدند ولی یادتان باشد که نزد پیغمبر اسلام (ص) این مساله هیچ وقت ارزش محسوب نمی‌شد. در این بحث هم ممکن است کسی در جبهه هم حضور داشته ولی اهلیت ندارد و برعکس آن هم وجود دارد. ممکن است کسی امروز که سال‌هایی طولانی از دفاع مقدس گذشته بخواهد به این موضوع بپردازد اگر طبق آن تعریفی که ارایه کردم، اهلیت داشته باشد شایستگی این را دارد که در این زمینه فیلم بسازد.

در دوره مدیریت خودتان هم مهم اهلیت بود؟ یعنی اگر   فیلم‌سازی از دوران قبل از انقلاب قصد ساختن فیلمی با محوریت دفاع مقدس را داشت به راحتی می‌توانست حمایت شما را جذب کند؟

بله. اگر اهلیت در افراد وجود داشت مساله برای ما علی السویه بود.

از کجا این اهلیت را تشخیص می دادید؟

در سناریویی که ارایه می‌شد کاملا مشخص می‌شد. ببینید ما فقط در استفاده از نیروهای سینمای قبل از انقلاب فقط در مورد کسانی پرهیز می‌کردیم که نسبت به آن بخش از سینمای قبل از انقلاب که سینمای سطحی و عوام گرایانه‌یی بوده وجه نمادین داشتند، همان ها که وجه سمبلیکی پیدا کرده بودند و عمدتا هم بازیگر بودند نه کارگردان. دلیلش هم این بود که حضور آنها یادآور آن نوع سینما در ذهن مخاطب بود. البته خیلی از آنها سال‌ها بعد در سینما حاضر شدند و کار کردند چون سینمای جدید شکل گرفته بود و سلیقه مردم تا حدودی اصلاح شده بود!

در زمان جنگ قاعدتا با توجه به شرایط، سمت و سوی سینمای دفاع مقدس به سمت ارایه تصویر از اتفاقاتی بود که در دل جنگ اتفاق می‌افتاد. الان به نظر شما سینمای دفاع مقدس و مخاطب هنوز هم نیاز به دیدن توپ و تانک و مسلسل و وقایع عملیاتی دارد یا دیگر در این حوزه باید به سمت روایت اتفاقات و آثار پس از جنگ رفت؟

کاملابستگی به این دارد که فیلم‌ها چگونه ساخته شود. به اعتقاد من موضوع جنگ و هشت سال دفاع مقدس موضوع بسیار مهمی در تاریخ معاصر ایران است و ملت ایران در دوره دفاع مقدس کاری کارستان کرد. اگر کسی قدر این موضوع را نداند و به آن نپردازد بی‌سلیقگی کرده است و حتی معتقدم که با توجهی به چنین موضوعی کارش را درست انجام نداده است. پس تا اطلاع ثانوی که نمی‌دانیم کی هست این رویداد مهم در تاریخ معاصر ما ظرفیت دارد که به انواع و اقسام مختلف به آن بپردازیم. یک زمانی هست که ما در شرایط جنگ به سر می‌بریم، طبیعی است که ما به جنبه‌های تبلیغاتی هم در فیلم‌هایمان توجه زیادی کنیم و بعد ممکن است دوره‌یی برسد که ما نیازی به آن جنبه‌های تبلیغاتی نداشته باشیم و حالا واقعا به آن محتوا و ارزش‌های نهفته در جریان دفاع مقدس بپردازیم. به اینکه یک ملتی ظرفیتی را از خودش نشان داد که فقط با حادثه‌یی مثل دفاع مقدس امکان داشت این ظرفیت به وجود آید. حتما باید به این گونه مسائل پرداخته شود. اتفاقا هر چقدر از جنگ دورتر می‌شویم ضرورت ساخت فیلم در این حوزه بیشتر می‌شود چرا که باید همیشه یادمان باشد که کی هستیم و در یک مقطع چه کار شگفت آوری انجام دادیم. شاید آن چیزی که مردم از خودشان در دوران دفاع مقدس بروز دادند را در جامعه امروز نبینیم ولی این یادآوری هم برای خودمان و هم برای نسل‌های بعد که درکی از شرایط آن دوران نداشتند لازم است. البته یادتان باشد همان زمان ما تلاش‌هایی صورت می‌گرفت تا تصویری از آدم‌های درگیر جنگ ارایه شود که انگار از فضا آمده‌اند را به شدت سرزنش می‌کردیم. مثلادر آن زمان فیلمی به نام «عقاب‌ها» ساخته می‌شود. فیلمی که کپی آثار حماسی امریکایی است و انگار یک عده شبیه رمبو در جبهه‌های ما بوده‌اند. خب این اصلابا واقعیت جنگ ما همخوانی نداشت. ممکن است وجود آن فیلم در آن مقطع ارزش پروپاگاندای زیادی داشته باشد ولی واقعا ما از این دست رزمنده‌ها در جبهه نداشتیم. شخصیت‌های فیلمی مثل «عقاب‌ها» بیشتر شبیه موجودات مریخی بودند تا رزمنده و ما هم کسانی که می‌خواستند در مورد جنگ این گونه فیلم بسازند را به شدت سرزنش می‌کردیم. البته به نظرم در آن دوران به نسبت فیلم‌های زیادی با این ساختار ساخته نشد. مهم‌ترین فیلم‌های آن دوران هم که خیلی ارج و قرب پیدا کردند آنهایی بودند که یک سری آدم های کاملا معمولی را نشان می‌دهند که با همان معمولی بودن شان حماسه خلق می‌کردند. بسیاری از آن فیلم‌ها آنقدر رئال ساخته شده‌اند که شما فکر می‌کنید فیلم مستند می‌بینید. حتی برایم جالب است بیشتر فیلم‌های آن زمان تلخی‌ها را نشان می‌دادند و فیلم‌هایی که در آن زمان سعی می‌کردند بر مبنای قهرمان‌سازی فیلم‌های امریکایی که مثلا یک نفر با یک اسلحه 15 نفر را بکشد یا در یک عملیات هیچ کسی کشته نشود، ساخته می‌شدند آثار موفقی نبودند.

ولی فیلم عقاب‌ها که اشاره کردید، هنوز هم با اختلاف پربیننده‌ترین فیلم سینمای پس از انقلاب است!

درست است اما اگر شما بخواهید به فرزند خودتان فیلمی را نشان دهید که سمبل دفاع مقدس است هیچ وقت به سراغ عقاب‌ها نمی‌روید. نمی‌توانید به بچه خودتان بگویید جنگی که ما درگیرش بودیم شبیه آن چیزی است که در این فیلم نشان داده می‌شود. شما دفاع مقدس را با فیلمی مثل «پرواز در شب» به بچه خود معرفی می کنید و می‌گویید جنگ ما و شرایطی که در آن می‌جنگیدیم این شکلی بوده است.

در فارابی آن زمان اگر بچه‌های انقلابی برای ساخت فیلم‌های جنگی به شما رجوع می‌کردند ولی فیلمنامه ضعیفی داشتند چه برخوردی با آنها می‌کردید؟ آیا به صرف اینکه انقلابی هستند کارشان را راه می انداختید؟

این را که از خودشان باید بپرسید ولی تلاش می‌کردیم نه فقط در مورد بچه‌هایی از این دست بلکه در خصوص همه فیلم‌سازان به شکل غیرعلنی و خصوصی آنها را صدا بزنیم، با آنها گفت‌وگو کنیم و ایرادهای کارشان را به آنها بگوییم. نه فقط در سناریو بلکه وقتی فیلم‌شان را هم می‌ساختند باز به شکل خصوصی صدایشان می‌کردیم و ایرادهایی که در فیلم شان وجود داشت را به آنها می‌گفتیم. تلاش ما این بود که این احساس را در بچه‌های  فیلم‌ساز به وجود آوریم که ما مشوق شما هستیم وقتی به این حس می‌رسیدند ایرادها را به راحتی می‌پذیرفتند. ما با بچه‌های  فیلم‌ساز در آن دوره ارتباط خیلی نزدیکی داشتیم.

شما که به قول خودتان اینقدر منطقی بودید، پس چرا اینقدر حرف‌های عجیب و غریبی که خودتان هم قطعا شنیده‌اید در خصوص فضای اتاق‌های آقای انوار و بهشتی و نحوه برخورد آنها با سینماگران در دوران مدیریت شان در سال‌های جنگ و پس از آن وجود دارد؟

نمی‌دانم. شاید ما خیلی آدم‌های بدجنس و پیچیده‌یی هستیم. خدا مرحوم سیف‌الله داد را رحمت کند یک وقتی من یک خوابی دیدم که در آن با مرحوم داد نشسته بودیم و سناریو می‌نوشتیم. شخصیت و قهرمان اصلی سناریوی ما یک دزد بسیار بسیار توانا و زرنگ بود. در خواب مرحوم داد به آشپزخانه رفت که چای بیاورد. بعد وقتی برگشت رو به من کرد و گفت این دزد حتما در آشپزخانه ما بوده است! گفتم از کجا می‌دانی؟ گفت چون هیچ ردپایی از او نیست. حالااین دوستانی که از این حرف‌ها می‌زنند یک مفروضاتی برای خودشان دارند ولی مشکل‌شان این است که هیچ ردپایی برای اثبات مفروضات شان پیدا نمی‌کنند. بعد چون فرض می‌کنند که ما اینقدر آدم‌های توانمندی هستیم که هیچ ردپایی از خودمان به جا نگذاشته‌ایم هی می‌خواهند ما را بازجویی کنند که در نهایت شاید ردی از ما پیدا شود. هر چی هم ما بگوییم والابه خدا هیچ چیزی نبوده قبول نمی‌کنند. ما هم نمی‌دانیم چه کار باید بکنیم با این وضعیت (می خندد).

چرا ما سال‌هاست جز یکی، دو مورد معدود، فیلمی با محوریت دفاع مقدس نداشته‌ایم که پرفروش باشد و مخاطب را جذب کند؟

نزدیک به دو دهه از این سینما دور بوده‌ام و الان بیشتر می‌توانم در مورد تاریخ این سینما صحبت کنم اما خیلی کلی می گویم هنوز هم معتقدم اگر فیلم خوب ساخته شود حتما مخاطب خواهد داشت. مهم این است که فیلم خوب بسازید در هر ژانری که بسازید فیلم خوب مخاطب خواهد داشت. هنوز هم پربیننده‌ترین و پرفروش‌ترین فیلم‌های جهان بهترین آنها هستند. هنوز هم در سینمای تاریخی-اجتماعی فیلم «بر باد رفته» بهترین است.

سوال آخر بنده این است که به نظر شما با توجه به سوابق‌تان در مدیریت سینما که نیمی از آن در دوران دفاع مقدس گذشت آیا فیلم‌سازان انقلابی که در آن زمان در زمینه دفاع مقدس شروع به کار کردند و بعدها تبدیل به چهره‌های موفقی شدند به واسطه عقبه‌یی که دارند آیا حق سهم خواهی از سینما و مدیریت دولتی و مقوله دفاع مقدس را دارد؟

اگر واقعا  فیلم‌ساز انقلابی است حتما بدهکار است نه طلبکار!

منبع: روزنامه اعتماد. 1393/07/01

پست های مرتبط

من انتخاب می‌کنم پس هستم!
بوی بهبود ز اوضاع جهان می‌شنوم
توقف بیجا رونق کسب است
چرخ را هر لحظه باید اختراع کرد
واحد پول ملی و صفرهای مزاحم
شناخت در تاریکی یا شناخت در روشنایی
دعوت به شکیبایی
جای ما در جهان اولین جنگ جهانی
راستگویی هم کافی نیست
قائمیت به ذات
دربارۀ امید
«کاری» باید کرد
حلوا برای زنده‌ها
مدیریت نسیان
واقعیتی که همۀ رسانه‌ها پنهان می‌کنند
جدال با واقعیت
پرسه زدن: وقت‌کُشی یا وقت‌شناسی
برهان قاطعِ مظلومیت
 1000 تومان چقدر می‌ارزد؟
امتناع از زمینه، ابتلای معاصر