واحد پول ملی و صفرهای مزاحم

مطالعۀ سرگذشت تومان از این نظر جالب است؛ دو سده پیش «قران» به دستور فتحعلی‌شاه ضرب شد تا جایگزین «عباسی» شود که از دورۀ صفوی سکۀ رایج ایران بود. هر ده قران یک «تومان» به حساب می‌آمد که مسکوک طلا با قدمتی حدود شش سده بود.
1397/10/23

نقدها را بود آیا که عیاری گیرند!

 

در میان دغدغه‌های مشترکِ جمعیت هشتاد و یک میلیون نفری ایران، اگر یکی کفن برای رهسپاری به دیار باقی باشد، مسلما دیگری ارزش پول ملی است. هرقدر که واردات اتومبیل یا عضویت ایران در اف.ای.تی.اف. برای قشری خاص مهم است، اهمیت ارزش واحد پول ملی فقیر و غنی یا پیر و جوان نمی‌شناسد و کم و زیاد شدنِ آن واکنشی واحد برمی‌انگیزد. پس هر تصمیمی درباره تعداد صفرهای آن، حتی پیش از طرح در کمیسیون‌های دولت و مجلس، نخست باید با قدوقامت جامعۀ ایرانی اندازه شود. همه‌گیری مسئلۀ ارزش پول چنان است که مواجهۀ خردمندانه با آن فرصت مغتنمی برای ترمیم اعتماد بین دولت و ملت می‌سازد و تصمیمات غیرمنطقی دربارۀ آن، باعث تشدید بی‌اعتمادی خواهد شد. مواجهۀ بخردانه میسر نمی‌شود مگر با رجوع به هویت فرهنگی ایرانیان از سویی، و از سوی دیگر سابقۀ چنین تغییر و تحولاتی.

مطالعۀ سرگذشت تومان از این نظر جالب است؛ دو سده پیش «قران» به دستور فتحعلی‌شاه ضرب شد تا جایگزین «عباسی» شود که از دورۀ صفوی سکۀ رایج ایران بود. هر ده قران یک «تومان» به حساب می‌آمد که مسکوک طلا با قدمتی حدود شش سده بود. کنار زدن واحد پول قبلی و ضرب سکۀ جدید مستلزم قبول عام و به تعبیری مشروعیت و مقبولیت حکومت بود. از همین رو فتحعلیشاه سی سال به انتظار نشست و تازه در پنجمین دهۀ تاسیس قاجاریه دست به کارِ تغییر واحد پول از عباسی به قران شد ولی تومان را حفظ کرد.

رضا شاه در سال‌های نخست سلطنت، و برای تقویت پایه‌های تاج و تختش، در کنار پاکسازی اغلب نشانه‌های گذشته، به بهانۀ تغییر پایۀ پول از نقره به طلا، واحد پول کشور را طی قانون مصوب ۲۲ اسفند ۱۳۰۸ از «تومان» به «پهلوی» و واحد خردتر آن را از «قران» به «ریال» تغییر داد. این قانون در بودجۀ سال ۱۳۰۹ لحاظ و در دستور کار همه ادارات قرار گرفت. لیکن این تصمیم قبول عام نیافت. مردم در پیمانی نانوشته «تومان» را حفظ کردند و آن را با شرایط جدید تطبیق دادند؛ اگر قبلا هر تومان معادل ده قران بود، در دورۀ رضاشاه مردم هر تومان را معادل ده ریال قرار دادند. حال آنکه در قاموس حقوقی وقت، ۱۰ ریال معادل نیم پهلوی بود. گویی ملت از این فرصت بهره گرفت تا نظر خود را دربارۀ مقبولیت سلطنت رضا شاه ابراز کند.

جالب آنکه رویدادهای شگرف سیاسی نظیر اشغال کشور در جنگ جهانی دوم، کودتای ۲۸ مرداد، و حتی انقلاب اسلامی نه فقط از اعتبار و مقبولیت تومان نکاست که بر آن افزود. با وجودیکه ریال واحد مصوب پول پس از انقلاب بود، امروز تومان آنقدر در حساب و کتاب آحاد جامعه نهادینه شده که از رئیس دولت تا حسابدار تازه‌کار نیز بلافاصله از هر رقم ریالی یک صفر مزاحم را کم می‌کند تا متوجه ارزش واقعی آن شود و در این میان به جز گردشگران خارجی کس دیگری از خود نمی‌پرسد چرا.

شاید در هیچ جای جهان واحد پولی اینچنین ایهام‌آلود و کنایه‌آمیز پیدا نکنیم؛ به یاد دارم که پیش از انقلاب «یک تومان» معنی ده‌هزار ریال هم می‌داد. دو دهه بعد از انقلاب یک تومان، معادل ده میلیون ریال شد و اکنون نیز مدتی است به ده میلیارد ریال می‌گویند «یک تومان». به عبارت دیگر بسیار پیش‌تر از آنکه دولت‌ها محتاطانه از حذف صفر سخن بگویند، مردم به صورتی منعطف پا به پای تحولات اقتصادی و متناسب با حجم معاملات، صفرهای مزاحم را کسر کرده‌اند. بالاتر از آن اینکه، ارزش تومانِ مردم، بنا به موقعیت تغییر می‌کند. مثلا در موضوع املاک برای هیچ یک از ما سوال پیش نمی‌آید «خرید یک و نیم تومان، رهن ۳۰۰ تومان» یعنی چه.

هرقدر در طول تاریخ سکه‌ها به نام حاکمان ضرب می‌شد تا از آنان کسب اعتبار کند، تومان اعتبارش را از سابقۀ ذاتی و تاریخی‌اش و انعطافش را از رندی و شاعری ایرانیان می‌گیرد. ملتی که همگام زمانه آنچه برازندۀ خود می‌داند برمی‌گزیند، تراش شاعرانه می‌دهد، و پیش چشم حاکمان می‌گذارد و آنان را به تأیید وامی‌دارد. به عکس به آنچه صحیح و برازنده نمی‌داند پشت می‌کند و یا به طاق نسیان می‌سپاردش. تصمیم‌های چنین ملتی است که دولت‌‌ها را هدایت می‌کند و نه به عکس. سکۀ زمانه آنچیزی است که در میان مردم رایج است و هر سکه‌ای که بی‌توجه به کیستی ایرانیان اختیار شود پیش از وضع شدن، از سکه خواهد افتاد.

روزنامه اعتماد، ۲۳ دی ۱۳۹۷.

پست های مرتبط

من انتخاب می‌کنم پس هستم!
بوی بهبود ز اوضاع جهان می‌شنوم
توقف بیجا رونق کسب است
آیا افق اقتصاد با رمزارزها روشن است؟
چرخ را هر لحظه باید اختراع کرد
شناخت در تاریکی یا شناخت در روشنایی
دعوت به شکیبایی
جای ما در جهان اولین جنگ جهانی
راستگویی هم کافی نیست
قائمیت به ذات
دربارۀ امید
«کاری» باید کرد
حلوا برای زنده‌ها
مدیریت نسیان
واقعیتی که همۀ رسانه‌ها پنهان می‌کنند
جدال با واقعیت
پرسه زدن: وقت‌کُشی یا وقت‌شناسی
برهان قاطعِ مظلومیت
 1000 تومان چقدر می‌ارزد؟
امتناع از زمینه، ابتلای معاصر