جملهای معروف هست که میگوید: «نوستالژی خاطرهای است که درد از آن زدوده شده». این یعنی سازوکار ناخودآگاه ذهن آدمی طوریست که میتواند تلخترین دوران زندگی را فراموش کند و نه فقط فراموش کند بلکه از آن خاطراتی شیرین بسازد. واقعش هم این است که نسیان کمک میکند که به امید فردا از دشواریهای امروز «عبور» کنیم. تحلیل نرویم و مضمحل نشویم و حل و فصل مسائل را به دست گذشت زمان بسپریم. پنداری هرچه دوران تلختر باشد سرعت فراموشی برای جان به در بردن بیشتر میشود.
اما تجاربی که گاه با قیمت گزافی به دست آمده چه وضعیتی پیدا میکند. بدی نسیان این است که سبب میشود از یک سوراخ دوبار گزیده شویم. هرچند نسیان سبب «عبور» میشود اما برای تضمین آینده نیاز به «عبرت» است. این عبرت است که از گذشته توشهای برای آینده میسازد و بهایی که در گذشته پرداخت شده را صرف ساختن آینده میکند. هرقدر نسیان فرآیندی ذهنی و ناخودآگاه است، تذکر و عبرت عملی تؤام با عقلانیت و آگاهی است. در فرآیند نسیان به تدریج اهم دستمایههایی که ممکن بود ما را به یاد تلخیها بیندازد از ذهن زدوده میشود در عوض نزد عقل اندکمایههای تذکر نیز برای مرتکب نشدن دوباره خطا کافیست. هرقدر تجارب گذشته پرهزینهتر به دست آمده باشد و وجوه بیشتری از زندگی ما را تحت تأثیر قرار داده باشد، آینههای تذکر دور و اطرافمان بیشتر میشود و ایبسا چیزهایی که تداعی خاصی در ذهن دیگران ندارد، عقل عبرتآموز را یاد آن گذشتۀ دردناک بیندازد و به این ترتیب از فراموشی بکاهد.
در تاریخ معاصر کشور ما نیز موقعیتی روی داد که خرابی و خسرانش هیچ بخشی از زندگیمان را بیدستبرد نگذاشت. دورانی که در آن فقط ثروت و سرمایۀ ملیمان هدر نرفت بلکه شخصیت ملیمان گزیده شد و اصلا موجودیت ملی و جهانیمان تهدید شد. مثل هر دوران تلخ دیگری، سازوکار ذهن ما میل دارد که این دوران را فراموش کند، حق هم دارد. دورانی که از حضور رئیسجمهورمان حتی در رسانۀ عمومی عصبانی و سرافکنده میشدیم چه لطفی دارد که به خاطر سپردنی باشد. به قیاس تلخترین خاطرات این نسیان نیز دارد به سرعت روی میدهد. پنداری همه چیز دست به دست هم داده که ما با سرعتی باورنکردنی آن دوران را فراموش کنیم. عجیب آنکه هرقدر صبر میکنیم آن روزها تبدیل به خاطرهای شیرین نمیشود و به این اعتبار ناقض قاعدۀ نوستالژی است. جریانی که در آن دوران بیشترین نفع را برد، اینک بر روی فراموشی ما و خصوصا تبدیل شدنش به نوستالژیای شیرین حساب باز کرده است تا دوباره در آینده بتواند ماهی خود را بگیرد. لذا اصلا میلی به تذکر و یادآوری تلخیها ندارد. شاهدش آنکه دائما دولت کنونی را بابت یادآوری خسارات گذشته شماتت میکند. این جریان از یادآوری بیم دارد؛ چون میترسد جامعه به فکر مطالبۀ از دست رفتههایش بیفتد. اما خوشبختانه کسی که بیشترین کمک را به یادآوری میکند رئیس دولت آن وقت است؛ کسی که با حضور گاه و بیگاهش در موقعیتهای مختلف یادآور تلخکامیهاست. خوشبختانه شخصیت او به ترتیبی است که برای یادآوری آن دوران کذایی به جامعه، نیازی به صحبت کردن نیز ندارد. ایشان حکم همان ریسمان سیاه و سپیدی را دارد که آینۀ عبرت مارگزیدههاست. او مسبب جنسی از یادآوری است که با «اطلاع یافتن» متفاوت است بلکه از نوع «چشیدن» است. مثل دردی که ظاهرا خوب شده اما گاهگاهی محل درد ناگهان تیری میکشد و در کسری از ثانیه همۀ سختیها و مصائب آن بیماری را تداعی میکند و باعث میشود هیچوقت ملاحظات پزشکی را یادمان نرود تا خدای ناکرده دوباره بیماری عود نکند. از اینجهت باید قدردان ایشان باشیم؛ چون ایشان در حال ایفای نقشی علیرغم خواست جریان موافقشاناند. درخواست ما از ایشان این است که حضور عبرتانگیزشان را فراموش نکنند.
روزنامه اعتماد، ۷ اسفند ۱۳۹۶.