بوی بهبود ز اوضاع جهان می‌شنوم

دنبال کردن کنش‌های جامعه ایرانی در همین چند سال حکایت از آن دارد که خردمندی و واقع‌نگری و شکیبایی در احوالش موج می‌زند. دیگر آن را موجودیتی دستخوش احساسات و سانتیمانتالیزم نمی‌توان نامید. می‌توان گفت فرهیختگی در آن به ظهور رسیده است. زیرا مدتی است که برآیند خردِ جمعی مشغول پس زدن محصولات جهل و نادانی و دروغ است.
1394/04/13

اگر در شهر گشت و گذاری کنید، مردم را می‌بینید که مشغول زندگی روزمره خود هستند و سرشان گرم آمد و شد و خورد و خوراک است؛ یکی کودکش را از مدرسه می‌آورد و میوه‌فروش مشغول برق انداختن سیب‌هاست و بازنشسته‌ای در بقالی مشغول حساب وکتاب قیمت اجناس برای تراز کردن دخل و خرجش. ولی وقتی به زیر پوست این جریان راه پیدا می‌کنید، خواهید دید که همه اقشار جامعه اعم از پیر و جوان، دارا و نادار، و زن و مرد موضوع پرونده هسته‌ای را به شکل نمادین به خیلی از مسایل زندگی شخصی پیوند زده‌اند؛ یعنی هرکاری که مستلزم قرار گرفتن در پرتو آینده‌ای روشن است، از معامله و ازدواج تا شروع کاری جدید و ریختن برنامه‌ای بلندمدت، را موکول به حل و فصل این موضوع کرده است.

حکمای ما در میان مفاهیم زبانی به «همت کردن» توجهی خاص داشته‌اند. همت کردن یعنی خواستن از ته دل و اعماق وجود، و این چنین خواستن است که به توانستن منجر خواهد شد. در دهه‌های اخیر دو واقعه تاریخیِ انقلاب اسلامی و دفاع مقدس نیز هر دو حول همت مردم ایران برای تغییر شرایط خود و مقاومت در برابر ظلمی که از سوی تمام قدرتمندان دنیا به ما تحمیل می‌شد، شکل گرفت. حال و در آستانه تحولی دیگر رجوع به احوال جامعه ما نیز حکایت از آن دارد که ایرانی‌ها مدتی است همت خود را متوجه مسئله پرونده هسته‌ای کرده و آغاز حرکت به سمت گشایش و افق‌های روشن را موکول به باز کردن این گره ساخته‌اند.

با این حساب باید اعتراف کنم که حل و فصلِ این مسئله در زمانی کوتاه محقق خواهد شد. چرا که وقتی در این مقیاس اراده به عبور از سد مشکلات پدید آید، دیگر مانعی نمی‌تواند در برابر این خواست مقاومت کند. هرچند همه کسانی که در حال حاضر دست‌اندرکار هستند، اعم از مدیریت کلان کشور و حتی مقامات ارشد پنج بعلاوه یک خود را در این میدان فاعل می‌پندارند. ولی این فاعلیت تنها در بخش چک و چانه‌زنی و مذاکره برای رسیدن به نتیجه کارکرد دارد که قسمت کوچکی از اراده حل مسئله را تشکیل می‌دهد. درست به دلیلِ همین همت از چهار پنج سال پیش تطور پرونده هسته‌ای جزء نادر مناقشات جهانیِ ایران طی دویست سال اخیر قرار گرفته است که حل و فصل آن در محضر عمومی انجام می‌شود، و جامعه بواسطه ساز و کارهایی مختلف نظر خود نسبت به روند آن را ابراز داشته است. این خود دلیلی است بر این ادعا که حل مسئله نه به خواست دولت‌های خارجی بلکه به میل و اراده جامعه ایرانی پیش می‌رود. این موضوع همانند آهن ربایی بسیار قوی همه فضا را قطبیده کرده و تمام مواضع را به یک جهت متمایل ساخته است. در چنین شرایطی پس از مدت‌های طولانی دوباره مردم ایران از وضعیت جمعی از افراد که تنها به حقوق و منافع خود می‌اندیشند به ساختاری تحول‌یافته و جدید مبدل می‌شود که می‌توان آن را جامعه نامید؛ وضعیتی که تحقق حقوق و منافعِ افراد در گروی تحققِ حقوق و منافعِ عمومی و ملی قرار می‌گیرد.

دنبال کردن کنش‌های جامعه ایرانی در همین چند سال حکایت از آن دارد که خردمندی و واقع‌نگری و شکیبایی در احوالش موج می‌زند. دیگر آن را موجودیتی دستخوش احساسات و سانتیمانتالیزم نمی‌توان نامید. می‌توان گفت فرهیختگی در آن به ظهور رسیده است. زیرا مدتی است که برآیند خردِ جمعی مشغول پس زدن محصولات جهل و نادانی و دروغ است. لابد به همین دلیل هم هست که می‌فهمد برای حل چنین مسئله بغرنجی نباید پس از رسیدن به توافق انتظار تغییرات ناگهانی و عظیم داشت، و باید همت به خرج داد و قدم به قدم جلو رفت. خلاصه بوی بهبود ز اوضاع جهان می‌شنود و با واقع‌بینی و خردمندانه نقشه دستیابی به نتیجه را در سر می‌پروراند و می‌داند که کلید گشایش هر دری در دستان همین همت است.

همین ترتیب زمینه‌ای مساعد برای مدیران کشور فراهم می‌آورد تا با فراز و فرود کمتر پیش روند و باد موافقی می‌وزد تا کشتی را زودتر به مقصد برسانند. حال مدیریت کشور نیز باید متوجه باشد که تدبیرش را معطوف به خواست احوال جامعه کند و از موقعیت مطلوب آن برای رشد مملکت بهره برد. در همین دو سال نیز جامعه به خوبی نشان داده که نسبت به مدبرین قدردان است و سایه حمایتش را روی سر آنها می‌اندازد. در یک کلام مدیران ما نباید سمند فرهیختگی جامعه را رها کنند و همانند گذشته به سوداهای واهی سوار بر یابوی جهل شوند.

با محتسبم عیب مگویید که او نیز   پیوسته چو ما در طلب عیش مدام است

حافظ منشین بی می و معشوق زمانی   کایام گل و یاسمن و عید صیام است

یادداشت برای روزنامه اعتماد، ۱۳ تیر ۱۳۹۴

پست های مرتبط

من انتخاب می‌کنم پس هستم!
توقف بیجا رونق کسب است
چرخ را هر لحظه باید اختراع کرد
واحد پول ملی و صفرهای مزاحم
شناخت در تاریکی یا شناخت در روشنایی
دعوت به شکیبایی
جای ما در جهان اولین جنگ جهانی
راستگویی هم کافی نیست
قائمیت به ذات
دربارۀ امید
«کاری» باید کرد
حلوا برای زنده‌ها
مدیریت نسیان
واقعیتی که همۀ رسانه‌ها پنهان می‌کنند
جدال با واقعیت
پرسه زدن: وقت‌کُشی یا وقت‌شناسی
برهان قاطعِ مظلومیت
 1000 تومان چقدر می‌ارزد؟
امتناع از زمینه، ابتلای معاصر
وقت را غنیمت دان آن قدر که بتوانی