آقای احمدینژاد مچکریم

در تاریخ معاصر کشور ما نیز موقعیتی روی داد که خرابی و خسرانش هیچ بخشی از زندگیمان را بیدستبرد نگذاشت. دورانی که در آن فقط ثروت و سرمایۀ ملیمان هدر نرفت بلکه شخصیت ملیمان گزیده شد و اصلا موجودیت ملی و جهانیمان تهدید شد. مثل هر دوران تلخ دیگری، سازوکار ذهن ما میل دارد که این دوران را فراموش کند، حق هم دارد.
تا ریشه در آب است امید ثمری هست

در تواریخ به دفعات از زلزلههای مهیب شهرهای معتبری چون تبریز، شیراز، کاشان و … که بعضا این شهرها را با خاک یکسان کرده خبری هست. حتی در متون از آن با عناوینی چون بلا و مصیبت یاده شده ولیکن زلزله امری بعید و غیرمترقبه شمرده نمیشد؛ شاهدش آنکه به فاصلۀ کوتاهی بازماندگان روی پای خود به جبران مافات و بازسازی از دست رفتهها میپرداختند.
مدیریتی که به استقبال بیقراری میرود

از نظرگاه مدیریت منعطف هیچ چیز مطلق تهدید یا فرصت نیست و همه چیز ذووجه است. او قادرست مانعیت را از منبعیت تفکیک کند، تهدیدها را به فرصت تبدیل کند و از دل شکستها پیروزی بسازد.
درسهای «کتابچه جمع و خرج کل سنه ۱۳۰۴»؛ درس ششم

مستوفی در لغت یعنی کسی که چیزی را به تمامی بستاند و در اصطلاح به ماموران ستاندن حساب دفاتر باج و خراج مملکت میگفتند. هر محل یا تشکیلاتی برای خود مستوفی داشت که به کمکِ سررشتهداران و عزبدفتران و … کتابچه دستورالعمل حوزه خود را تنظیم میکرد و به مستوفی بالادستش تحویل میداد تا در دیوانِ استیفاء زیر نظر مستوفیالممالک در «کتابچة جمع و خرج کل» گرد بیاید.
شیراز لطیفترین شهرِ جهان

به قول فیهمافیه «هرچه لطیفتر است پنهانتر است اما قوت و نفوذش بیشتر است». قدما هر چیز را واجد باطن و مغزی میدانستند که عصارۀ شفاف و خوشعطر و طعم و رنگین و البته پرخاصیتش در آن مغز نهفته بود؛ به این اعتبار از احجار کریمه و جواهرات بگیریم که شریفترین مغزهاست تا عصاره و روغنِ اقسام میوهها و گلها و عرقیات در زمرۀ این لطائف بود.
صندوقخانۀ آرزوها و نگرانیهایمان

یکی از بهترین مصادیقِ تدبیر در برابر زلزله، صندوقخانه بود که روزگاری بخش جداییناپذیر خانههایمان بود. صندوقخانه امنترین جای خانه بود و ایبسا به جز محارم کسی راه بدان نداشت؛ تربت کربلا، قوارۀ مخملی سوغات کاشان، جامۀ آخرت متبرک به طواف کعبه، در کنار همۀ اینها جهیزیهای بود که به تدریج برای دختر خانه جمع میشد و هر کدام تحفۀ شهری بود و با خاطرۀ سفر یا زیارتی عجین شده بود.
از خلافآمد عادت

در دهۀ اول بعد از انقلاب موضوع میراث فرهنگی کراهتی داشت و خود وقوع جنگ نیز عملا همۀ ذهنها را معطوف به جنگ کرده بود و اساسا توقع اینکه به میراث توجهی شود توقع بیجایی بود و حال در چنین اوضاعی حساسیت جماعتی نسبت به میراث و خصوصا بحث حفاظت کار قهرمانانهای بود.
مردی که یک تنه آفاق تاریخ جهان را گسترش داد

حضور ارزشمند دکتر مجیدزاده خصوصا در کار بر روی محوطۀ باستانی جیرفت خود را نشان داد. از بدو امر جیرفت بهسبب قاچاق و حفاری غیرمجاز به صورت مسئلهای بغرنج مطرح شد که پژوهش علمی در آن شاید در اولویت چندم قرار داشت. البته بخت یار بود و دکتر مجیدزاده در زمرۀ معدود متخصصین دورۀ آغاز شهرنشینی بودند و محوطۀ جیرفت در حوزۀ تخصص ایشان قرار میگرفت.
ماسوله؛ شهری استثنایی در البرز کوه

واقعیت پنهان شهر ارزشهایی است که حقیقتاً موجب شهر بودن آن شدهاند. حال آنکه اگر امروز بم یا اصفهان یا … را جزء شهرها به حساب میآورند، مبتنی بر معیارهایی مثل آمار نفوس و مسکن، تعداد ساختمانها، تاسیسات زیربنایی و … است.
درسهای «کتابچه جمع و خرج سنه ۱۳۰۴»؛ درس پنجم

نفت به مثابه یک منبع زیستی، در تاریخ ایران استثنا محسوب میشود. هرچند ما در سرزمینی سرشار از منابع غنی زندگی میکنیم ولی این منابع هیچگاه نقد و بالفعل نبودهاند. ایران روی کمربند خشک و فقیر بیابانهای کره زمین واقع شده.