هرچه در این پرده نشانت دهند/ گر نپسندی به از آنت دهند (نظامی)
زود قضاوت نکنید. بهسادگی اعتماد نکنید. فریب نخورید. صبر داشته باشید چون ماه چندان پشت ابر نمیماند. در اوضاع آشوب کنونی که از در و دیوار خبر میبارد و در گردابی از آشفتگی غرقمان میکند بهترین اقدام شکیبایی است.
هرچند «رسانه» پلی ارتباطی میان وقایع و مخاطبین است و بزرگترین سرمایهاش اعتماد مخاطب به اینکه وقایع را همانطور که هست منعکس میکند، لیکن این بخشی از ماجراست. واقعیت این است که هر رسانه کارفرمایی دارد که بنا به منویات او همواره بخشی از واقعیات پنهان و بخشی از آن متورم میشود. در عین حال بُردِ رسانه توفیق در القای این منویات به مخاطب در عین پنهان کردن کارفرماست؛ بهترین حالت وقتی است که مخاطبین باور کنند که خود کارفرمای رسانهاند. برنامههایی با مضمون «آنچه شما خواستهاید» در زمرۀ قدیمیترین راهبردها برای تحقق این هدف بوده، و در همان حال نبض مخاطب را به دست کارفرما میداده تا او بفهمد چقدر توانسته برای خود و اهدافش سرمایۀ اجتماعی تدارک ببیند. ایبسا رسانهای که موقعیتش را متزلزل دیده ناچار به تدارک برنامه یا ابراز نظری علیرغم میل کارفرما شود تا اطمینان مخاطب پایدار بماند. رسانه با هر چه آشکارتر شدن کارفرما و سلب اعتماد مخاطب، میل به بدی میکند و بدترین وضعیت وقتی است که کارفرما خود تبدیل به مخاطب شود؛ یعنی متولیان رسانه ناگزیر باشند که دائما خیره به چهرۀ کارفرما، رسانه را راهبری کنند تا نکند علیرغم میل او قدمی بردارند. در این وضعیت رسانه، بهعکسِ هدف اصلیاش، نبض کارفرما را دست مخاطبین داده و آنها از روی برنامهها زود میفهمند که کارفرما از چه راضیست و از چه ناراضی و امیال کارفرما در برابر چشمان بسیاری عریان میشود.
تا اوایل دهۀ هفتاد شمسی تعداد رسانهها در همۀ جهان محدود بود و چون میشد فضای رسانهای را در شرایط قرنطینه اداره کرد، جلب اعتماد مخاطب کار دشواری نبود. به سخن دیگر تا این زمان رسانه در مقام «من میدانم» قرار داشت و مخاطب در موقعیت «من نمیدانم» و رسانه با اندک تدابیری موفق میشد مخاطب را متقاعد کند که چشم و گوش او در رویدادهای مختلف است و میان رسانه و مخاطب فاصلهای نیست. از اینرو بسیار بودند کسانیکه در تمام عمر به مطالعۀ یک عنوان رسانه، مثلا روزنامۀ اطلاعات، بسنده میکردند. اما از دهۀ هفتاد شمسی به اینسو، به علت تحولات تکنولوژیک، این شرایط قرنطینه و محدودیت رسانهای منتفی شده و تنوع و تعدد رسانهها به شکل انفجاری افزایش یافته بطوریکه اگر تا پیش از آن باید اراده میکردیم تا از طریق توسل به رسانهای پیامی را دریافت کنیم امروز بیاراده در محاصرۀ رسانههاییم. این وضعیت مناسبات مخاطب و رسانه و کارفرما را دگرگون کرده؛ از سویی قرائتهای متنوع رسانهها از رویدادی واحد، از مرجعیت هر رسانه کاسته و رسانه را از مقام «من میدانم» اخراج کرده است. پس راه رسانه در جلب اعتماد مخاطب دشوارتر شده. از سوی دیگر مخاطب دستش برای اطلاع از یک رویداد از زوایای مختلف بازتر شده؛ یعنی همۀ رسانهها هرقدر هم که بنا بر منویات کارفرمایشان بخشی از واقعیت را پنهان کنند، باز تقاطع پیامهای رسانهای به مخاطب این امکان را میدهد که بفهمد آن واقعیتی که هر رسانه بخشی از آن را پنهان کرده چیست، و این امکان مخاطب را به وضعیت «من میدانم» برکشیده است.
شرایط جدید رسانهها را آرامآرام به تغییر رویه واداشته است. طبعا رسانههایی که سابقهای بیش از دهۀ هفتاد داشتهاند مثل رادیو و تلویزوین و نشریات و … دیرتر پی به این تغییر وضعیت میبرند و نسبت به رسانههایی چون شبکههای اجتماعی که در بستر جدید متولد شدهاند، از خود کرختی بیشتری نشان میدهند. به همین میزان مخاطبین نیز رفتهرفته آموختهاند که به هیچ رسانهای اعتماد نکنند و منتقدانه بنگرند. لیکن شاید آخرین گروهی که متقاعد به تغییر شوند، کارفرمایان رسانههای نسل قبل باشند؛ چرا که وضعیت جدید تحقق منویات آنان را موکول به هوشمندی بیشتر میکند. در هر صورت آنان نیز گریزی از پذیرش ندارند وگرنه محکوم به فنا خواهند بود.
در رویارویی با آرایش جدید فضای رسانهای، بر مخاطبین واجب است که هرچه زودتر از انفعال دربیایند. چراکه رسانهها از ظرفیتهای ما برای فریبخوردن حداکثر بهره را خواهند برد و در عوض مواجهۀ سنجیده با رسانه است که آنها را تبدیل به مزیتی برای آگاهشدن میکند. آنچه ما به مثابۀ مخاطب باید بیاموزیم این است که همچون گذشته به سادگی به فضای رسانهای اعتماد نکنیم و بدانیم هر رسانه پشتِ آنچه آشکار میکند چیزهایی را پنهان کرده است. در قضاوت شکیبا باشیم و مطمئن باشیم که در وضعیت جدید قرار نیست ماه مدت طولانی پشت ابر بماند. هرچند صبر کردن در موقعیتِ قضاوت، دشوار است لیکن تحمل شرمساری ناشی از داوری نادرست از آن سختتر است و در عوض چشیدن حلاوت درک واقعیت جبران این سختی را خواهد کرد.
روزنامه اعتماد، ۲۰ تیر ۱۳۹۷.