به بهانه آسیبی که اخیراً به مقبره آقا محمد خان قاجار در نجف وارد شد
بافت پیرامون حریمهای زیارتی و آستانهای متبرک همانجایی است که نسلهای پیاپی به نیت تحققِ فعلِ معنوی زیارت و مجاورت به بهترین وجه، تلاش کردهاند آن را بیافرینند. بنابراین دور از انتظار نیست که نفیسترین آثار هنری و معماری و به عبارتی شاهکارهای هر دوره در این امکنه خلق شده باشد و احتمالاً باید سراغ بخش مهمی از نفایس فرهنگی را نیز در جوار همین زیارتگاهها گرفت. طبیعتا هرقدر زیارتگاهی نیزد مردم عزیزتر باشد، پیشینیان در ادایِ حقِ این عزت تلاش بیشتری کرده و آثار نفیستری خلق کردهاند.
از سوی دیگر مقابر بزرگان عرصههای گوناگون دین و دنیا، مشاهیر و مفاخر ادوار تاریخ را نیز که بنا بر ارادت به صاحبآستان، در جوار مرقد ایشان آرام گرفتهاند، نباید از قلم انداخت. اشتباه است که ما خود را در مسلمانی از تمام درگذشتگان ممتازتر بپنداریم و فراموش کنیم که مراعات وصایا و حرمت ایشان بر هر مسلمانی واجب است. هدف ایشان از آرمیدن در جوار اولیاء خدا چه بوده جز تمسک به مقام آن بزرگان برای آمرزش خود و بهرهگیری از معنویت جاری در این اماکن برای وقتی که دستشان از دنیا کوتاه است. بزرگانی که موقوفاتشان برای برافروختن چراغ و یا قرائت قرآن خودبخود به رونق آن بارگاه و آستان نیز میانجامیده است.
اما نیم سدهای است که اغلب اماکن مقدس و زیارتگاههای واقع در سرزمینهای اسلامی، اعم از ایران یا در کشورهای دیگری مانند عراق و عربستان و غیره، به بهای پاسخگویی به افزایش شمار و رفاه زوار، دستخوش تعرضاتی جبرانناپذیر، هم به میراث فرهنگی گذشتگان و هم به خواست و وصیت درگذشتگان شده است. البته از وهابیها جز این انتظاری نمیرود. آنان بیریشهاند و حفظ موجودیت خود را نیز در گروی زدودن تبار از مکان و زمان میدانند. اما از ما چرا چنین رفتاری سر زده است. منظور این نیست که اقدامات انجام شده به نیت تعرض بوده، لیکن وقتی کیفیت جامۀ عمل پوشاندن به نیاتِ خیر، تکبعدی باشد و به تمام جوانب موضوع نگاهی حکیمانه نشود، خواه ناخواه نتیجهای جز آسیب ظاهر نخواهد شد.
بسیاری اوقات طرحهای توسعه حرمهای متبرک به جایی رسیده که یافتن مدفن یک مسلمان در آن تقریبا ناممکن است چه رسد به روشن کردن چراغی بر مقبرهاش. این مخالف موازین ادبورزی نسبت به نیت این مفاخر است؛ در حالیکه توجه به خواست آنان میبایست در زمرۀ نخستین اولویتهای عاملین این نوسازیها میبود. کمی که تأمل کنیم، آنان نشسته بر خوان رحمتیاند که بر صدرش، آن معصوم یا ولی جاگرفته است و هرگونه خدشه نسبت به مزاراتشان مثل این است که حرمت این خوان را نادیده گرفته و به جز کسی که بر صدر نشسته، خوان را برچیده و میهمانان محترم دور آن را متفرق کنیم. پیداست که خواسته یا ناخواسته بدترین بیادبی را نسبت به صاحبمجلس روا داشته و در واقع آبروی او را بردهایم.
منبع: یادداشتی برای روزنامه ایران، ۸ شهریور ۱۳۹۵